23:46
هیونجین : های
دارم آخر دسامبر مینویسم، روزی که پایان سال ۲۰۲۵ و همینطور کریسمسه.
آخرین روز هر سال، به این فکر میکنم که امسال عشق زیادی دریافت کردیم، و فکر میکردم این نوعِ عشق بهترینشه.
به جای حسرت برای سالی که تو یه چشم بهم زدن گذشت، به چیزایی که باعث خندم شد نگاه میکنم و خاطراتی رو مرور میکنم که تک تک ساختمشون.
میتونم لبخندهای زیادی رو توی چشمام ببینم. وقتی به چشمهای استیها نگاه میکنم، میتونم خودمو ببینم. شاید استی کسی باشه که بیشتر از همه، من رو بازتاب میده. دیدن لبخند پرنورت درست رو به روم، هیجان زدهام میکرد.
امسال، میترسیدم قلعهی شنی که ساخته بودم فرو بریزه. ولی بعد اینطور زندگی کردم که "بیاید خرابش کنیم و دوباره قشنگ بسازیمش".
قلبم طبیعتا باز تر شد و به جای انتظار کشیدن، انعطاف پذیرتر شدم و با جریان پیش رفتم.
فردا نهمین سال منه و باورم نمیشه.
[ تیامآیه، ولی امروز بلخره شامپوم تو حموم تموم شد. امسال به اندازه وقتی که موهام کیویای بود شامپو مصرف کردم.]
به هر حال، بیاید سال بعد تو چارچوب عشق آزادانه شنا کنیم. تمام تلاشمو میکنم.
امسال، آثار بیشتری خلق میکنم و اونها رو به اشتراک میذارم و لبخندت رو قشنگتر میکنم.
"هوانگ هیونجین، فقط خوشحالی استی رو میخواد."
هدایت شده از تربچه ~
........ من؟! جدی؟😭 ناااازیییییییییی
(من چرا فکر میکردم شما دیگه اینجا نیستی)