قدیمترها میدیدم که غم با حالتی ترسناک به من نزدیک میشود و میخواهد مرا ببلعد. حالا اندوه سرزده سراغم میآید، در خانهام را میزند و به یک استکان چایی مهمانش میکنم.
مثل من آواره شو از چاردیواری درآ!
در دل من قصر داری، خانه میخواهی چه کار؟
---