دير سين زدن از تو، قطع ارتباط از من. بى تفاوتى از تو، فاصله گرفتن از من. كم توجهى از تو، كم رنگ شدن از من. سرد شدن از تو، حذف کردن از من. منتظر گذاشتن از تو، منصرف شدن از من. سكوت از تو، خداحافظى از من. اولويت نبودن از تو، دست كشيدن از من. ناديده گرفتن از تو، فراموش كردنت از من.
بچه بودم فکر میکردم بدترین تکلیف دنیا ریاضیه، تا اینکه بزرگ شدم و با بلاتکلیفی آشنا شدم.
ماهها و سالها در انتظار آدمِ درست بمونید، اما حتی یک دقیقه هم منتظر درست شدنِ آدمها نمونید.