eitaa logo
𐙚𝑊𝑜𝑟𝑙𝑑 𝑜𝑓 𝑏𝑟𝑎𝑐𝑒𝑙𝑒𝑡𐙚
4.1هزار دنبال‌کننده
458 عکس
19 ویدیو
0 فایل
به‍ نام‍ نامی‍ دوست‍ 𓄰✨ به قصر کوچیک من خوش اومدید 🤍𓍯𖤐 اینجا مکانی برای زیباتر شدنا استایل پرنسسا🎀 طلوع کانالمون::1404/10/14୨ بخش‌رشد‌کانالت⟲:همینجاست ملکه قصرمون:♡゙ @Qo_Samin کپی=در شأن پرنسس هایی مثل شما نیست 🌸 #تابع‌قوانین‌پیام‌رسان‌ایتا❕
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام به همگی خواستم یچیزی بگم) لطفاً دیگه راجع مسابقه به من پیام ندید) من از همه ی اد های مسابقه و چنلاشون معذرت میخوام) اما من بخاطر محدودیت هایی که خانواده ام برام گذاشتن نه دیگه میتونم توی مسابقه ها شرکت کنم و نه راجع مسابقه پاسخگو باشم) شاید من بخاطر همین مسابقه ها گوشیم و کانالم رو از دست میدادم) دخترایی هم که از چنل های اونا اومدین دوست داشتین بمونین خوشحال میشم،اگه هم خواستید و از چنل ها اون ها اومدید و دوست نداشتین تو چنلم بمونین لف بدین) بازم از همه ی اد ها معذرت میخوام) لطفاً درکم کنید ، شاید خودتون بجای من بودید،) برای همه ی اد های مسابقه آرزو میکنم که موفق باشندشرمنده ی همتونم)
واریزی مشتری عزیزم بابت ساخت بیو گرافی 🌿💚«برای چالش دیروزه»
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰 پویش حرف نزدیک منتشر میکند...!؛ برشی از خاطرات یکی از والدین ، دانش آموز ، شهید رجب زاده : ۲سال پیش پسرم.. خیلی بَد ...تو حیاط مدرسه خورده بود زمین.😔 بالای چشمش ضربه خورده بود ،و حالش بد شده بود. نمی دونید... چه جوری... خودم رو رسوندم مدرسه ،داشتم از نگرانی می ...مُردم. (آخه مادر هستم ،خون دل می خوری تا پسر رعنا بشه😭) خلاصه مسئولین مدرسه پسرم رو برده بودن تو دفتر ،و درحال استراحت بود , که من رسیدم. الحمدلله به خیر گذشت بود،🤲 ولی مادر هستم😭 دلم آروم نداشت،چند روز حالم بد بود. پرسو جو کردم که پسرم رو کی بغل کرده... کی... رفته بالا سرش؟؟ کی... تا دفتر مدرسه نگذاشته,پسرم راه بره؟ وکی...تو بغل بچه رو آورده ؟!! گفتن آقای رجب زاده.😳 اصلا انتظار نداشتم ,آخه تو اون زمان شهید مریضی سختی رو گذرانده بود. و اصلا این بلند کردن ... دانش آموز.. براشون خوب نبود،😔خودم خجالت زده شدم . ولی ایشون رو ندیدم تشکر کنم.🙏 خلاصه مادر هستم ، خودم رو کنترل کردم ،که، پسرم حال من رو نفهمد ،😭 آمدیم خونه. غروب به بعد ، پیغام دادم به شهید. و تشکر کردم... و ابراز... شرمندگی...😔 که شما ...چرا بلند کردید؟ ایشون هم خیلی عادی...وظیفه خود می دونستن. اونجا بود... که دوباره شرمنده شدم،گفت خانم شفیعی من الان کربلا هستم😳 برای شما و پسرتون دعا می کنم. گفتم شرمنده که تو سفر مزاحم وقت شما شدم.(من بودم،🤔 تو سفر، جواب ..ولی دانش آموز رو ...نمی دادم..🤔) ادامه دارد... ♡  ‌     ❍ㅤ      ⎙ㅤ    ⌲ ‌‌  ˡᶦᵏᵉ    ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ    ˢᵃᵛᵉ    ˢʰᵃʳᵉ ‌@ha_rajabzadehh المحیا|شهید‌حمید‌رضا‌رجب‌زاده
🔰 پویش حرف نزدیک منتشر میکند...!؛ برشی از خاطرات یکی از والدین ، دانش آموز ، شهید رجب زاده : ولی شهید،با ما فرق داشت،این فیلم رو گرفت,و برای من پر از ...غم ... فرستاد. (با این فیلم،چقدر گریه کردم😭) گفت:خانم شفیعی دعا گو هستم... پرنده ..جَل..دِ...ارباب بود ،صبح مدرسه، شب حرم سید الشهدا😭😭 ♡  ‌     ❍ㅤ      ⎙ㅤ    ⌲ ‌‌  ˡᶦᵏᵉ    ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ    ˢᵃᵛᵉ    ˢʰᵃʳᵉ ‌@ha_rajabzadehh المحیا|شهید‌حمید‌رضا‌رجب‌زاده