شب، فقط نبودن نور نیست. نبودنِ مزاحمت است. جهان دیگر چیزی از تو نمیخواهد. کسی منتظر نسخهی قابلفهمتری از تو نیست، هیچ صدایی برای ربودن فکرت مسابقه نمیدهد. آدمها عقب میروند و با رفتنشان، فاصلهی میان تو و خودت کمتر میشود. آزادی، شاید همین باشد؛ اینکه برای چند ساعت، از نگاهها و انتظارها و ریتم اجباری روز بیرون بیفتی.
اما همین آزادی، روی دیگری هم دارد. وقتی همهچیز کنار میرود، چیزی باقی میماند که روز تمام تلاشش را میکند تا پنهانش کند: تنهایی. نه آن تنهاییِ شاعرانهای که از دور زیبا به نظر میرسد؛ تنهاییای که وزن دارد، روی سینه مینشیند و نمیشود وانمود کرد وجود ندارد.
برای همین شب اعتیادآور است. چون تنها زمانیست که میتوانی بدون دخالت دنیا، با خودت روبهرو شوی. و همین، هم آرامشبخشترین اتفاق است و هم ترسناکترین. پس چرا باید خوابید، وقتی تنها چند ساعت از شبانهروز وجود دارد که جهان تو را به حال خودش رها میکند؟
| https://t.me/WarWentEveryWhere
به نظرم همه آدمها از یه نقطهای به بعد تصمیم میگیرن آدم قبلی نباشن؛ ممکنه این اتفاق به پوستاندازی تلقی بشه اما من میگم شاید یه نقطهای فراتر از پوستاندازی باشه. مثل اینکه خود قبلیت رو با همه بستهبندیای که بودی رها میکنی؛ با همه عادتهایی که فکر میکردی جزئی از وجودت هستن، با زخمهایی که اونقدر قدیمی شدن که دیگه بخشی از هویتت به نظر میرسن، با همه روایتهایی که از خودت برای خودت و دیگران ساخته بودی یا حتی آدمهایی که فکر میکردی بدون اونها ادامه دادن ممکن نیست و همهٔ اون ترسها، دلبستگیها و امیدهایی که یه روزی فکر میکردی تا آخر عمر همراهت میمونن.. انگار همهشون رو یکجا، تو یه نقطه رها میکنی و میری سراغ یک خود دیگه. میذاری و جورِ دیگه ادامه میدی. نه چون لزوما اشتباه بودهن یا حتی مطمئن باشی چیزی که در ادامه از خودت خواهی ساخت، بهتره؛ فقط مسیر زندگی به سمت رها کردنِ خودِ گذشته پیش میبرتت.
فرایند این رها کردن میتونه همراه با پذیرش و صلح، خیلی با حوصله و مهربانانه، خیلی سرد و ساکت و یا حتی بیرحم و خشن باشه. بعضی آدمها بعد از این نقطه، مدام پشت سرشون رو نگاه میکنن؛ بعضیها هم حتی جرئت نمیکنن برگردن و ببینن چه چیزی جا گذاشتهن. اما به گمونم هیچکس از این نقطه بیهزینه عبور نمیکنه. هر خودِ تازهای، بهاش رو از خودِ قبلی میگیره؛ حتی اگه هیچکس جز خودت متوجه این معامله نشه.
وارد TV Timeام شدم تا بعد از مدتها، انیمهای که دیدم رو وارد کنم و با این پیام مواجه شدم.
این روزها همه نجاتدهندههام با خداحافظی ناامیدم کردن.