eitaa logo
یک.
60 دنبال‌کننده
98 عکس
8 ویدیو
0 فایل
او فرید است. من مشتبه به او. و اینجا مکث بین زندگی. ــ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_exjj5mu&btn=یکی.بود.یکی.نبود
مشاهده در ایتا
دانلود
چه شب ماجراجویانهٔ عجیبی بود!
همکارم سرکار پادکست علیرضا قربانی و چاوشی و شجریان می‌ذاره و من نمی‌تونم نرم تو فکر:)
یک.
دوتا نقطه سفید
یه چندتا چیز خوشگل برای میز می‌خوام بگیرم🙏🏻
به نظرم همه آدم‌ها از یه نقطه‌ای به بعد تصمیم می‌گیرن آدم قبلی نباشن؛ ممکنه این اتفاق به پوست‌اندازی تلقی بشه اما من می‌گم شاید یه نقطه‌ای فراتر از پوست‌اندازی باشه. مثل اینکه خود قبلی‌ت رو با همه بسته‌بندی‌ای که بودی رها می‌کنی؛ با همه عادت‌هایی که فکر می‌کردی جزئی از وجودت هستن، با زخم‌هایی که اون‌قدر قدیمی شدن که دیگه بخشی از هویتت به نظر می‌رسن، با همه روایت‌هایی که از خودت برای خودت و دیگران ساخته بودی یا حتی آدم‌هایی که فکر می‌کردی بدون اون‌ها ادامه دادن ممکن نیست و همهٔ اون ترس‌ها، دل‌بستگی‌ها و امیدهایی که یه روزی فکر می‌کردی تا آخر عمر همراهت می‌مونن.. انگار همه‌شون رو یک‌جا، تو یه نقطه رها می‌کنی و می‌ری سراغ یک خود دیگه. می‌ذاری و جورِ دیگه ادامه می‌دی. نه چون لزوما اشتباه بوده‌ن یا حتی مطمئن باشی چیزی که در ادامه از خودت خواهی ساخت، بهتره؛ فقط مسیر زندگی‌ به سمت رها کردنِ خودِ گذشته‌ پیش می‌برتت. فرایند این رها کردن می‌تونه همراه با پذیرش و صلح، خیلی با حوصله و مهربانانه، خیلی سرد و ساکت و یا حتی بی‌رحم و خشن باشه. بعضی آدم‌ها بعد از این نقطه، مدام پشت سرشون رو نگاه می‌کنن؛ بعضی‌ها هم حتی جرئت نمی‌کنن برگردن و ببینن چه چیزی جا گذاشته‌ن. اما به گمونم هیچ‌کس از این نقطه‌ بی‌هزینه عبور نمی‌کنه. هر خودِ تازه‌ای، بهاش رو از خودِ قبلی می‌گیره؛ حتی اگه هیچ‌کس جز خودت متوجه این معامله نشه.
وارد TV Time‌ام شدم تا بعد از مدت‌ها، انیمه‌ای که دیدم رو وارد کنم و با این پیام مواجه شدم. این روزها همه نجات‌دهنده‌هام با خداحافظی ناامیدم کردن.
شب دل‌سوخته آهی ز سرِ درد کشید صبح بشنید همان دم نفسِ سرد کشید •جامی•
هدایت شده از - Rusty lake !
یک.
این رو به خودت نگیر.
من اندر خود نمی‌یابم که روی از دوست برتابم بدار ای دوست دست از من که طاقت رفت و پایابم تنم فرسود و عقلم رفت و عشقم همچنان باقی وگر جانم دریغ آید نه مشتاقم که کذابم نگفتی بی‌وفا یارا که دلداری کنی ما را اَلا گر دست می‌گیری بیا کز سر گذشت آبم •سعدی•