eitaa logo
شب‌های‌روشن-
147 دنبال‌کننده
140 عکس
3 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
امسال اشتباه سال‌های گذشته رو تکرار نمی‌کنم و وارد چرخه‌ی پایان ناپذیرِ بحث و جدلِ بین زمستون فن‌ها / تابستون فن‌ها، آلوچه فن‌ها / گوجه‌سبز فن‌ها نمیشم و صرفا می‌خوام از هوای مطبوع و تغییرِ ماه و چرخشِ فصل‌ها و میوه‌های خوشمزه‌شون لذت ببرم‌. وسلام‌. به شماهم همین توصیه رو می‌کنم.
دوتا رمان آبکی خوندن رو همین حساب به کل رمانای ایرانی هیت میدن، ولی از اون‌وَر بعضا هر رمان خارجی‌ای رو که شما نام ببری از بَرن، چون کتابه یه کتاب "ترجمه‌ شده‌" بوده و اسم دَر کرده و کلاسشم بالا. مشت نمونه‌ی خروار نیست. انقدر کینه‌توزانه بی‌مهری نکنین، هنری که تو ادبیات ایرانی به چشم ‌می‌خوره رو هیچ نویسنده‌ی اجنبی‌ای نمی‌تونه درقالب جمله پیاده‌ سازیش کنه بخدا.
فرشِ سرخ، گونه‌ی سرخ، رژِ سرخ، نگاهِ سرخ، شالِ سرخ، لبِ سرخ، بشقاب گل‌ِ سرخ، غروبِ سرخ، لاکِ سرخ، آتیشِ سرخ و چایِ سرخ. چقدر اصالت می‌باره از این رنگ و ترکیب این سه حرف. زنده‌ست، پراحساسه، پرقدرته. عشق اگه رنگ داشته باشه، قطعا رنگش رنگِ سرخِ.
ادمایی که وقتی حس کنن تو فلان موضوع نظر خاصی نداری و معذب شدی، مسیر گفت‌گو‌ رو هدایت می‌کنن یا وقتی باهاشون داری راجع به یه موضوعی صحبت می کنی، برای همراهی کردنت از دلِ خاطراتشون یه مورد مشابه رو پیدا می‌کنن و تنورِ صحبتو گرم نگه می‌دارن، یا یجوری باحوصله بهت گوش می‌سپارن که حس می‌کنی خفن‌ترین سخنورِ دنیایی، عمیقا قابل ستایشن و کنارشون و صحبت کردنِ باهاشون به شدت خوش میگذره. نمیدونم بهشون می‌گن خوش صحبت، یا خوش تعریف؟ ولی هرچی هستن ارتباط باهاشون اصلا تو یه لول دیگه‌ست.
دلتنگی-
شنیدنِ یه جمله‌هایی مثل " همه‌چی درست میشه، فدای سرت، از پسش برمیای و.." شاید نتونه کاملا بار چیزی که رو دوش آدم سنگینی می‌کنه رو برداره، ولی حداقل سبک ترش می‌کنه.
ابتهاج، خسرو شکیبایی، طاهر قریشی،همایون شجریان...4_6008117436979614908.mp3
زمان: حجم: 11.4M
[ترین صداها] -قسمتِ اول- برای نوازش گوش‌هات، چون می‌دونم دوستش خواهی داشت.
برخلاف دنیای امروز که مودی بودن و فاز دپ داشتن شبیه شخصیت های منفی و غمگینِ سریال‌ها، بیشتر دوس داشتنی ترن، آدم های خوش‌انرژی، امیدوار و ادامه دهنده رو سعی می‌کنم بیشتر به زندگی شخصیم راه بدم و واسشون وقت بذارم. اینجور اشخاصی خواه ناخواه حسو حالِ ملایم و اون آروم بودنشون رو بهت منتقل می‌کنن و کنارشون همیشه روزنه‌ی امیدِ کوچیکی، شبیه بخاری‌ای که روی حالتِ شمعه، درونت آروم آروم می‌سوزه و اون‌تورو گرم نگه می‌داره.
چندوقت دیگه نمایشگاه کتابه. دلم می‌خواد یکی پیدا شه بگه لیست کتابایی که می‌خوای تابستون بخونیو از الان یاداشت کن، امسالو مهمون منی، قراره باهم کل تابستونو کتاب و رمان بخونیم.