برخلاف دنیای امروز که مودی بودن و فاز دپ داشتن شبیه شخصیت های منفی و غمگینِ سریالها، بیشتر دوس داشتنی ترن، آدم های خوشانرژی، امیدوار و ادامه دهنده رو سعی میکنم بیشتر به زندگی شخصیم راه بدم و واسشون وقت بذارم. اینجور اشخاصی خواه ناخواه حسو حالِ ملایم و اون آروم بودنشون رو بهت منتقل میکنن و کنارشون همیشه روزنهی امیدِ کوچیکی، شبیه بخاریای که روی حالتِ شمعه، درونت آروم آروم میسوزه و اونتورو گرم نگه میداره.
چندوقت دیگه نمایشگاه کتابه. دلم میخواد یکی پیدا شه بگه لیست کتابایی که میخوای تابستون بخونیو از الان یاداشت کن، امسالو مهمون منی، قراره باهم کل تابستونو کتاب و رمان بخونیم.
غذاهایی که تو خونه بدمزه بنظر میرسن، بیرون با طعم غذاهای بهشتی برابری میکنن. انگار یه عصارهی جادویی بهشون افزوده میشه که علاوه بر طعم خوب، ولعات رو برای بیشتر خوردن بیشتر میکنن.
میگفتش "زمانی که از خدا کمک میخواین؛ یعنی به توانایی اون ایمان دارید و اگر به شما کمک نکرد، یعنی اون به توانایی شما ایمان داره." شبتون آروم.
شبهایروشن-
چندوقت دیگه نمایشگاه کتابه. دلم میخواد یکی پیدا شه بگه لیست کتابایی که میخوای تابستون بخونیو از ال
حالمو این آدم خوب میکنه. وقتی باهاش صحبت میکنم، حس خوب و کیفوری، اون سرِ دنیام که باشن یه بلیط فوری میگیرنو صاف میشینن وسط قلبم. همین واسهام کافیه.
شبهایروشن-
-
راجع به این توییت بیاین یه چیزِ جالبی رو بهتون بگم. یه قانونی هست که میگه وقتی قدرتِ به دست آوردن چیزیو نداری یا توش ناکام موندی، حقیرش کن. مثلا داری واسه کنکور میخونیو به شدت تلاش میکنی، یهو میبینی توی اقوامتون یکی میاد میگه:
"کنکور مال سهمیهای هاست، نمیتونی قبول شی بیخیال شو"
یا مثلا داری تو زندگیت واسهی پولساز شدن قدم برمیداری، طرف میاد میگه " پول مگه خوشبختی میاره؟"
فلانی نتونسته و نمیتونه پزشکی قبول شه، میاد میگه "پزشکیام شد رشته اخه".
اینجور واکنشهایی از دو حالت خارج نیست. یا طرف خودش نتونسته به اون چیز برسه، یا چون خودش قدرت به دست آوردنشو نداشته و نتونسته واقعیت زندگیش رو بپذیره، دلش نمیخواد تو بهش برسی. پس دردش رو چیکار میکنه؟ اونو تبدیل میکنه به چماق و میزنه تو سرِ انگیزهات. تلاشتو کوچیک میشمره. زحمتت رو نادیده میگیره. کارِ تورو، درسِ تورو بیاهمیت جلوه میده و آرمان های تورو حقیر میکنه تا از این طریق خلا و عقده های درونی خودش رو پُر کنه. فکر میکنه اگه دیگرانو زیر سوال ببره، خودش بی عیب و نقص دیده میشه و اینجوری کمتر احساس نقص و شرم میکنه. اگه به اینجور آدمایی برخورد کردید، یه گوشتون رو بکنید در و دیگری دروازه چون کسی که خودش و واقعیتش زندگیش رو پذیرفته باشه، نرمال و توقف ناپذیره وهیچ داستانی اونو از قدم برداشتن به سمتِ جلو منصرف نمیکنه.
اینجور افرادیو فقط بهحال خودشون رهاشون کنید. اونا از رنج بزرگی درد میکشن، از ناکامی و حسادت، اجازه بذارید اینجوری آروم شن.
مدال مظلوم ترین طبقهی جامعه تعلق میگیره به قشرِ کارگر. طبقهای که با مشقت و مصیبت، جون میکنه تا با دلار ۸۰ - ۹۰ تومنی ریال به روی ریال بذاره و بتونه یه لقمه نونِحلال ببره سر سفرهاش و شرمندهی زن و بچهاش نشه، از اونور هم هرازگاهی چند خبر میرسه که دست های پینه خورده و تن های خستهشون زیر چرخدنده هایِ بی رحم اقتصادی له شدن.
سوشیال مدیا روز به زور داره مارو بیشتر به آدمای عجولی که سطح تمرکزشون صرفا درحدِ ویدیوهای کوتاه اینستاگرامیه، تبدیل میکنه. ورژن اورجینالت رو میگیره، همونو 'تهی از صبر' بهت پس میده. دوس داری همچیو زود به دست بیاری، دوس داری همچیو زود تجربه کنی، دوس داری همچیو زود بخری. خواستن رو خوب بهت قالب میکنه ولی صبر و تلاش؟
مفتش روهم بهت نمیده