یه توصیهی کوچیک از آدمی که ۲۱ سال روی این کرهی خاکی زندگی کرده : معنویات، تنها نخهای نامرئی متصل به روح و جسمتاَن که تورو به خدا و این زندگی وصل میکنن، پس محکم نگهشون دار و نذار پاره بشن، که اگه پاره باشن زندگیتم کمکم از هم پاشیده میشه.
ناتوانی تو درک سرنوشت بدترین نوع ناتوانیه. اینکه به آیندهات فکر کنی، ولی هیچ تصویری جز یه مه بیانتها جلوی چشمات نیاد!
پیش از این بالغ شدن رو دوست داشتم چون حداقل میدونستم سکاندار زندگیم قراره خودم باشم، قراره دیگه از ابهام و سردرگمی نوجوونی خبری نباشه، قراره با چشم باز و بدون خطا حرکت کنم. ولی الان که یکم زندگیم حالت جدی تریو به خودش گرفته دارم میبینم این ابهام جزئی از هر دوره از زندگیه. اینکه ندونی قراره زندگی چی رو واست رقم بزنه، به کدوم مسیرو تورو بِکشونه و چیو بهت غالب کنه، چیزیه که از حیطه کنترلِ تو خارجه. شاید با یه دید روشنفکرانه به قضیه نگاه کنی و بگی نه، همهچیز این زندگی به خودِ آدم بستگی داره، ولی من اینطور فکر نمیکنم. بله، ۴۰٪ مسیر کشتی زندگیت بستگی به نحوهی هدایت تو داره، ولی۶۰٪ دیگه رو جریان آب و امواج دریا و صخرههایی کهجلوت هستن تعیین میکنه، چیزهایی که از حیطهی کنترل تو خارجاند و ممکنه یهو کشتیتو تو مسیری ببینی که نمیشناسیش. دست تو نیست که، اینکه فکرکنی زندگی یه بازی مهیج بین تو و سرنوشتته و هرکس خشاب رو زودتر پر کنه و ماشه رو فشار بده، برندهی بازیه، از بنیان اشتباست. به قول استاد فرشچیان " سرنوشت آدمی دست خودش نیست. ما اسیر فرمان الهی و سرنوشت و تقدیر خودمان هستیم"
کمالگرایی همیشه منفی و بد نیست، خصوصا اگه اون کمالگرایی تو گفتگو باشه. وقتی یک نفر چیزی ازت میپرسه که راجع به جواب درست، صددرصد مطمئن نیستی یا اطلاعات دقیق و تخصصیای درموردش نداری، بین جواب احتمالی و نمیدونم، بهتره نمیدونم رو انتخاب کنی. چون کمتر چیزی تو جهان یه الگوریتم ثابت و دائمیای رو داره و سکوت، شاید بتونه بهترین جوابو کمک به بقیه باشه.
SareInShot_20241212_150021852_12-12-24_15-01-52-093.mp3
زمان:
حجم:
1.8M
وقتی از خلاقیت در دلبری حرف میزنیم:
[اولش فکر کردم صدایی که دارم میشنوم و کلماتی که دارن تکرار میشن اکو یا یه همچین چیزیان که خواننده ایجاد کرده، ولی وقتی سرچ کردم، با اثری مواجه شدم که زیبایی و فاخر بودنش از عمق وجود تحتتاثیر قرارم داد💗خدایا]
بندهی محبت هایِ کلامیِ بدون قصد و توقعام.
بهت اعتماد دارم، حواسم بهت هست، انجامش بده، به من بسپرش، پشتتم، تنها نیستی، درستش میکنم، نگرانِ چی هستی و.. . درسته کوچیک و ناچیزن، اما اثری که روی قلب میذارن، خیلی بزرگتر از این حرفان و شک ندارم یهروزی تو جای جایِ زندگیِ کسی که ازشون استفاده کرده، همون جملات بالا یهو تبدیل میشن به "چه شانسی اوردم! " های بزرگ و غیرقابل باور زندگی اون فرد.
نیاز دارم یک دهم ازون اندازهای که سعی میکنم بقیه رو درک کنم، بقیه فقط مراقب رفتار و برخوردشون باشن، حتی بدون انتظارِ درک کردن متقابل.
"اونجایی که فکر میکردی طرد شدی، شاید خدا داشت از تو در برابر چیزی محافظت میکرد که میتونست سرنوشتتو ویرون کنه. خدا تورو خیلی بیشتر از اون چیزی که تصور میکنی دوست داره، به قشنگ ترین شکل ممکن هم واست جبران میکنه؛ فقط باورتو نسبت بهش از دست نده آدم حسابی."
دیگه دنبال انگیزه و امیدواری تو ریلز های اینستا و جملات انگیزشی نیستم چون انقَدَر تو زندگی و جامعه اتفاق های مختلف میافته که اگه یه نفر باشه هر روز به آدم انگیزه بده، اون انگیزهه با یه اتفاق کوچیک کاملا صفرِ صفر میشه و از بین میره. اینچیزا صرفا درحدِ یه آتیش کوچولواَن. درنهایت خودت باید بری هیزم جمع کنی و آتیش بزرگه رو بهپا کنی.
آدمهای نادرست رفاقت باهاشون خیلی آسونه اما نگهداشتنشون دشوار، بالعکس آدمهای درست طرح رفاقت باهاشون زمان زیادی رو میبره اما دیگه لازم نیست نگران از دست دادنشون باشی. بخاطر همین با آدمهایی که یهویی به زندگیم ریکوئست میدن، یهویی روی خوش نشون میدن، یهویی باهام گرم میگیرن و همچی خیلی یهویی پیش میره نمیتونم ارتباط نمیگیرم چون نمیتونم بفهمم در پسِ اون ارتباط چه برآیندی خوابیده. دلم میخواد همچی نرم پیش بره، آروم، کُند، باحوصله، من دوست دارم لایه به لایه از ابعاد پنهوون شخصیتت رو خودم کشف کنم، نه همش و یهویی باهم، نه باعجله، نه شتابزده.
شاید تو حساس نیستی، شاید این آدمها هستن که بدونِ توجه به واکنش درونی تو و اثرات حرفهاشون، راحت حرفهاشون رو به زبون میارن. شاید این حال تو یه عکس العمل طبیعی به نادرست بودن رفتار آدمها باشه، شاید مشکل واقعا تو نباشی، اگه ناراحتت میکنه، ممکنه برای هر آدم نرمال دیگهایام اون موضوع یه چیز ناراحتکننده باشه.