چیزهایی که مینویسم اول یه تلنگر به خودمه، بعد برای افرادی که به شنیدنش احتیاج دارن.
-لینک چنل ناشناسها [ @Baraie_to ]
اغلب چیزایی که زندگیت بهش نیاز داره، با حس و حالِ خودت همخونی نداره و اغلب چیزایی که تو بهش نیاز داری، با زندگیت همخونی نداره. چرا آخه.
آدم، موجودی که عیار آدمیتش درد و غمهاشه، شرط نپوسیدنش زیر بار سنگین این دنیا، داشتن چیزی برای عشق ورزیدن و فراموش کردن غمهاشه. یکی با نوشتن، یکی با کتاب، یکی با موسیقی، یکی با آشپزی و دیگری با درس. باید سعی کنی چیزی رو دوست داشته باشی. به قول رضا قاسمی :
فرقی نمیکند چه چیز. خدا، زن، موسیقی، حتا مشروب یا تریاک. ولی یک چیز را دوست بدار! -همنوایی شبانهی ارکستر چوبها
شبهایروشن-
خوندن و ارتباط گرفتن با آدمایی که یادم میارن زندهام رو دوست دارم.
میگفت "عزیزجان ، ما ساقههای سبزی هارو دور نمیندازیم. بعضی هاشون خوراک مرغها میشن ، بعضیها مثل نعنا رو میشه دوباره در آب ریشه دار کرد.
ساقه های ریشهدار نعنا رو با این امید تو گلدونها میکارم،
تا اونهارو هدیه بدم. یک شاخه نعنا تا ریشهدار شه،
آدم رو برای دو تا سه هفته امیدوار نگه میداره.
یکماهی هم بعد از اون میشه امیدوار بود تا بوته تو گلدون پُرپشت شه. وقتی هم جون گرفت ، امیدِ بعدی اینه که به عزیزی سپرده شه و اون رو خوشحال کنه.
همین کارها مارو سرپا نگه میداره عزیز."