وفاداری زهیر بهجایی رسید که در شب عاشورا به امام حسین (ع) گفت: اگر هزار بار در راه تو کشته شوم و دوباره زنده شوم دست از تو برنمیدارم؛ در هنگام شهادت او در ظهر عاشورا، امام حسین (ع) به بالین او آمد و فرمود: ای زُهِیر خداوند تو را در پیشگاه قرب خود قرار دهد و دو قاتل تو را لعنت کند.
http://eitaa.com/bustanedanesh
┄┅✿❥✺1⃣9⃣✺❥✿┅┄
◾️زهیر الگوی عاشقی گربلا
زُهِیر بن قین بجلی از یاران کوفی امام حسین (ع) و از بزرگان قبیله بجیله بود و به واسطه حضور در جنگها و فتوحات بسیار، جایگاه رفیعی به دست آورده بود، زهیر از هواداران عثمان بود، در سال ۶۰ هجری هنگامی که با خانواده خود از حج برمیگشت با کاروان امام حسین (ع) که راهی کربلا بود برخورد کرده و در اثر این دیدار از طرفداران او شده و همراهش به کربلا رفت
http://eitaa.com/bustanedanesh
┄┅✿❥✺1⃣7⃣✺❥✿┅┄
او تا چند روز پس از شروع محرم، از دیدار حسین (ع) هراس داشت، اما پسازآن که به خیمه امام گام نهاد، هراسش به عشقی جاودانه بدل شد، بارقه نگاه حسین (ع) چنان در جانش اثر کرده بود که از همه هستی خود گذشت و از دنیا گسست، او در این راه چنان پیش رفت که به یکی از فرماندهان سپاه آن حضرت تبدیل شد.
http://eitaa.com/bustanedanesh
┄┅✿❥✺1⃣8⃣✺❥✿┅┄
.
🖤زُهِیر سپر بلای حسین (ع)
زُهِیر همراه با سعید بن عبدالله حَنَفی هنگام نماز ظهر در برابر امام حسین (ع) ایستاد و خود را هدف تیر و نیزهها قرارداد تا حسین (ع) به همراه اصحاب، نماز خود را خواندند، پس از نماز زُهِیر برای بار دوم عازم میدان جنگ شد و به دست کثیر بن عبدالله شَعبی و مهاجر بن اُوس تَمیمی به شهادت رسید..
http://eitaa.com/bustanedanesh
┄┅✿❥✺2⃣0⃣✺❥✿┅┄
💔 شهادت عبدالله بن الحسن (ع)
عبدالله بن الحسن ( علیه السلام): پدرش امام حسن مجتبی ( علیه السلام) و مادرش، دختر شلیل بن عبدالله میباشد . عبدالله در کربلا نوجوانی بود که به سن بلوغ نرسیده بود و چون عمویش حسین ( علیه السلام) را زخمی و بی یاور دید، خود را به آن حضرت رسانید و
گفت: «به خدا قسم از عمویم جدا نمیشوم» .
در آن هنگام شمشیری به طرف امام حسین ( علیه السلام) روانه شد .
http://eitaa.com/bustanedanesh
┄┅✿❥✺2⃣1⃣✺❥✿┅┄
عبدالله دست خود را سپر شمشیر قرار داد و دستش به پوست آویزان شد و فریاد زد: «عموجان» !
امام حسین ( علیه السلام) او را در بغل گرفت و به سینه چسبانید و فرمود: برادرزاده! بر این مصیبت که بر تو وارد آمده است، صبر کن و از خداوند طلب خیر نما، زیرا خداوند تو را به پدران صالحت ملحق میکند .
ناگاه حرمله بن کاهل تیری بر او زد و او در دامان عمویش حسین ( علیه السلام)، به شهادت رسید . وی نوجوانی یازده ساله بود .
http://eitaa.com/bustanedanesh
┄┅✿❥✺2⃣2⃣✺❥✿┅┄
▪️◾️◼️⬛️⚪️⬛️◼️◾️▪️
ما شیعــــهزادهایم و
همین اعتبــــار ماست
در راه دوست، دادن جان
،،افتخـــــــــــــار ماست
هرگز به زیر بیرق دشمن نمیرویم
تا پرچم عزای حسینی
کنـــــــــار ماست
پایان قسمت پنجم
التماس دعا
یا حسین
http://eitaa.com/bustanedanesh
┄┅┅✿❀❀✿┅┅┄
▫️در این هنگام مردی از بني اسد كه او را "عبداللّه بن بشیر" مينامیدند برخاست و گفت: من اولین كسی هستم كه این دعوت را اجابت ميكنم و سپس رجزی حماسی خواند:
قَدْ عَلِمَ الْقَومُ اِذ تَواكلوُا وَاَحْجَمَ الْفُرْسانُ تَثاقَلُوا
اَنِّی شجاعٌ بَطَلٌ مُقاتِلٌ كَاَنَّنِی لَیثُ عَرِینٍ باسِلٌ
"حقیقتا این گروه آگاهند ـ در هنگامی كه آماده پیكار شوند و هنگامی كه سواران از سنگینی و شدت امر بهراسند، ـ كه من [رزمندهای] شجاع، دلاور و جنگاورم، گویا همانند شیر بیشهام."
┄┅✿❥✺7⃣✺❥✿┅┄
🌀عمر سعد مردی بنام "ازْرَق" را با 400 سوار به سویشان فرستاد. آنان در میان راه با یكدیگر درگیر شدند، در حالی كه فاصله چندانی با امام حسین علیه السلام نداشتند. هنگامی كه یاران بنياسد دانستند تاب مقاومت ندارند، در تاریكی شب پراكنده شدند و به قبیله خود بازگشتند و شبانه از محل خود كوچ كردند كه مبادا عمر بن سعد بر آنان بتازد.
┄┅✿❥✺9⃣✺❥✿┅┄