eitaa logo
کانال پرورشی بوستان دانش
399 دنبال‌کننده
979 عکس
42 ویدیو
112 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
  💔امام حسین (ع) سپاه دشمن را چنین نفرین کرد: بار خدایا! باران آسمان را از اینان دریغ کن، و بر ایشان تنگی و قحطی پدید آور و آن غلام ثقفی را بر ایشان بگمار تا جام زهر به ایشان بچشاند. زیرا آن‌ها به ما دروغ گفتند و ما را خوار ساختند و خداوند انتقام من و اصحاب و اهل بیت و شیعیان مرا از اینان بگیرد. ┄┅✿❥✺1⃣4⃣✺❥✿┅┄
▪️یکی از آن‌ها فریاد زد:‌ ای حسین!... به خدا سوگند که قطره‌ای از این آب را نخواهی آشامید تا از عطش جان دهی! حضرت فرمود: «خدایا! او را از تشنگی هلاک کن و هرگز او را مشمول رحمتت قرار مده.» حمید بن مسلم می‌گوید به چشم خود دیدم که نفرین امام (ع) عملی گشت.  ┄┅✿❥✺1⃣3⃣✺❥✿┅┄
🔹زماني كه وضعيت مشكل شد امام حسين (ع) عمروبن قرظه‌ي انصاري را به سوي عمر سعد فرستاد تا از او ملاقات بخواهد و به او بگويد كه وي مي‌خواهد او را بين دو لشكر ملاقات كند در نتيجه امام حسين (ع) و عمربن سعد بين دو لشكر به صحبت نشستند. ┄┅✿❥✺1⃣7⃣✺❥✿┅┄
9.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▫️▪️◾️◼️⚪️◼️◾️▪️▫️ وقایع روز ششـــــم ماه محــــــرم الحرام ┄┅✿❀❀✿┅┄ 🏴اتحادیه عماریون
🔳(6)در اين روز عمروبن قرظه‌ي انصاري به كاروان كربلا پيوست او از شهداي كربلاست پدر او از اصحاب امام علي (ع) و از خزرجياني بود كه به كوفه آمد و آنجا ماندگار شد و در ركاب علي (ع) با دشمنان جنگيد. امام در گفتگوهايش با عمر سعد او را براي مكالمه مي‌فرستاد و او جواب مي‌آورد تا آنكه شمر از كوفه آمد و اين مذاكره قطع شد. ┄┅✿❥✺1⃣6⃣✺❥✿┅┄
🔘(7)نامه امام از کربلا به برادرش محمد بن حنفیه وبنی هاشم ✉️آخرین نامه‌ای که امام حسین علیه السلام از کربلا برای جمعی از بنی هاشمیان و برادرش محمد حنفیّه نوشت در این روز بود. ایشان نوشتند: « اَمَّا بَعْدُ، فَكَانَّ الدُّنْيا لَمْ تَكُنْ وَكَانَّ الاخِرَةَ لَمْ تَزَلْ والسّلام؛.» «به نام خداوند بخشنده و مهربان... از حسين بن علی به محمد بن علی و كساني از بنی هاشم كه نزد اويند اما بعد، گويی كه دنيا هرگز نبوده است و گويی كه آخرت پيوسته مي‌باشد! والسلام.» ┄┅✿❥✺2⃣0⃣✺❥✿┅┄
🌾عمر سعد گفت: من عيال دارم و براي آنها مي‌ترسم امام ساكت شدند و جواب او را ندادند. آنگاه امام از او منصرف شد و در حالي كه مي‌گفت: تو را چه شده است؟ خداوند در بستر خواب سرت را قطع كند و در رستاخيز تو را نيامرزد. اميدوارم از گندم عراق چنان نخوري عمر سعد به استهزاء گفت: اگر از گندم عراق بهره‌مند نشوم جوهايش را كفايت كند. ┄┅✿❥✺1⃣9⃣✺❥✿┅┄
▪️امام (ع) به او فرمود: واي بر تو اي پسر سعد، آيا تقواي خدايي را كه بسوي او بازمي‌گردي پيشه نمي‌سازي؟ آيا با من مي‌جنگي، در حالي كه مي‌داني پسر چه كسي هستم؟ اين گروه را رها كن و به من ملحق شو كه به خدا قسم اين براي توبهتر است عمر سعد گفت مي‌ترسم خانه ام ويران شود امام فرمود من آن را مي‌سازم. عمر سعد گفت: مي ترسم كه مالم گرفته شود امام فرمود: ازان بهتر از مالم در حجاز به تو مي دهم. ┄┅✿❥✺1⃣8⃣✺❥✿┅┄
⛳️حبیب بن مظاهر شبانگاه بیرون آمد و نزد آنها رفت و به آنان گفت: بهترین ارمغان را برایتان آورده ام، شما را به یاری پسر رسول خدا دعوت ميكنم، او یارانی دارد كه هر یك از آنها بهتر از هزار مرد جنگی است و هرگز او را تنها نخواهند گذاشت و به دشمن تسلیم نخواهند نمود. عمر بن سعد او را با لشكری انبوه محاصره كرده است، چون شما قوم و عشیره من هستید، شما را به این راه خیر دعوت مينمایم... .  ┄┅✿❥✺6⃣✺❥✿┅┄
🔳(8)روز ششم محرم ؛ روز حضرت قاسم بن الحسن (علیه اسلام) یادگار امام حسن (ع) در روز عاشورا قاسم (ع) در سال 50 ه.ق وقتی کار سمّ جعده ملعونه – همسر امام حسن (ع) - به آنجا کشید که پاره‌های جگر امام در اثر آن، از دهان مبارکش، بیرون آمد، در لحظه‌های آخر، همه اهل و عیال خود را به امام حسین (علیه السلام) واگذاشت. یکی از فرزندان امام حسن (علیه السلام) که در این لحظات، شاهد ماجرا بود و چشم از چشم عمو، بر نمی‌داشت، قاسم (علیه السلام) بود. کودکی که حدود سه بهار از عمر شریفش سپری نگردیده بود. ┄┅✿❥✺2⃣2⃣✺❥✿┅┄
✉️اين نامه كه امام حسين (ع) از كربلا به برادرش محمد حنفيه نوشت، آخرين نامه از نامه‌های امام و شايد از نظر متنی كوتاهترين آنها نيز باشد. شگفت‌آميز و تأمل برانگيز است. شايد مقصود امام از اينكه می‌فرمايد: گويی كه دنيا هرگز نبوده است و گويی كه آخرت پيوسته بوده است، درست همان معنايی است كه در شب عاشورا به يارانش فهماند و فرمود: «بدانيد كه اين دنيا، شيرين و تلخ آن خوابی بيش نيست! و بيداری در آخرت است. رستگار كسی است كه در آنجا به رستگاری برسد و بدبخت كسی است كه در آنجا بدبخت باشد ...» ┄┅✿❥✺2⃣1⃣✺❥✿┅┄
▪️با نقشه‌ای که معاویه بن ابوسفیان کشید تا یزید را به جای خود بنشاند، حضرت حسین (علیه السلام)، برای بیعت نکردن با یزید( که جرثومه فساد بود ) مجبور به ترک مدینه شد. در قافله ای که به سوی حجاز رهسپار بود، اهل و عیال امام مجتبی (علیه السلام) هم بودند. مکه، برای امام حسین (علیه السلام) امن نبود ( که یزیدیان در زیر لباس‌های احرام، شمشیر بسته و قصد کشتن امام را داشتند) ┄┅✿❥✺2⃣3⃣✺❥✿┅┄