eitaa logo
کانال پرورشی بوستان دانش
399 دنبال‌کننده
979 عکس
42 ویدیو
112 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
⛳️حبیب بن مظاهر شبانگاه بیرون آمد و نزد آنها رفت و به آنان گفت: بهترین ارمغان را برایتان آورده ام، شما را به یاری پسر رسول خدا دعوت ميكنم، او یارانی دارد كه هر یك از آنها بهتر از هزار مرد جنگی است و هرگز او را تنها نخواهند گذاشت و به دشمن تسلیم نخواهند نمود. عمر بن سعد او را با لشكری انبوه محاصره كرده است، چون شما قوم و عشیره من هستید، شما را به این راه خیر دعوت مينمایم... .  ┄┅✿❥✺6⃣✺❥✿┅┄
🔳(8)روز ششم محرم ؛ روز حضرت قاسم بن الحسن (علیه اسلام) یادگار امام حسن (ع) در روز عاشورا قاسم (ع) در سال 50 ه.ق وقتی کار سمّ جعده ملعونه – همسر امام حسن (ع) - به آنجا کشید که پاره‌های جگر امام در اثر آن، از دهان مبارکش، بیرون آمد، در لحظه‌های آخر، همه اهل و عیال خود را به امام حسین (علیه السلام) واگذاشت. یکی از فرزندان امام حسن (علیه السلام) که در این لحظات، شاهد ماجرا بود و چشم از چشم عمو، بر نمی‌داشت، قاسم (علیه السلام) بود. کودکی که حدود سه بهار از عمر شریفش سپری نگردیده بود. ┄┅✿❥✺2⃣2⃣✺❥✿┅┄
✉️اين نامه كه امام حسين (ع) از كربلا به برادرش محمد حنفيه نوشت، آخرين نامه از نامه‌های امام و شايد از نظر متنی كوتاهترين آنها نيز باشد. شگفت‌آميز و تأمل برانگيز است. شايد مقصود امام از اينكه می‌فرمايد: گويی كه دنيا هرگز نبوده است و گويی كه آخرت پيوسته بوده است، درست همان معنايی است كه در شب عاشورا به يارانش فهماند و فرمود: «بدانيد كه اين دنيا، شيرين و تلخ آن خوابی بيش نيست! و بيداری در آخرت است. رستگار كسی است كه در آنجا به رستگاری برسد و بدبخت كسی است كه در آنجا بدبخت باشد ...» ┄┅✿❥✺2⃣1⃣✺❥✿┅┄
▪️با نقشه‌ای که معاویه بن ابوسفیان کشید تا یزید را به جای خود بنشاند، حضرت حسین (علیه السلام)، برای بیعت نکردن با یزید( که جرثومه فساد بود ) مجبور به ترک مدینه شد. در قافله ای که به سوی حجاز رهسپار بود، اهل و عیال امام مجتبی (علیه السلام) هم بودند. مکه، برای امام حسین (علیه السلام) امن نبود ( که یزیدیان در زیر لباس‌های احرام، شمشیر بسته و قصد کشتن امام را داشتند) ┄┅✿❥✺2⃣3⃣✺❥✿┅┄
📩بنابراین بر اساس نامه دعوت کوفیان – که مسلم بن عقیل (علیه السلام) هم آن را تایید کرده‌بود – روز هشتم ذیحجه که حجاج، در تدارک رفتن به عرفات بودند، از مکه بیرون آمد. وکار کاروان حسینی به کربلا کشید ودر محاصره قرار گرفت تا شب عاشورا فرا رسید. ┄┅✿❥✺2⃣4⃣✺❥✿┅┄
❤️ اینک قاسم بن الحسن (ع)، سیزده ساله شده و در مدتی که پدرش را از دست داده بود، امام حسین (ع) چنان در تربیت قاسم کوشیده و با او انس داشت که او را ”یا بنیّ" – ای پسرکم - خطاب می-کرد. ┄┅✿❥✺2⃣5⃣✺❥✿┅┄
💔ابوحمزه ثمالی (ره) می‌گوید، از حضرت زین العابدین (علیه السلام) شنیدم که می‌فرمود: چون شب عاشورا فرا رسید، پدرم تمامی اصحاب و یاران خود را جمع کرد و به آن‌ها فرمود: ای یاران و پیروان من، تاریکی شب را مرکب خود قرار داده و جان خود را نجات دهید که مطلوب این قوم ، جز من کسی نیست و ... ┄┅✿❥✺2⃣6⃣✺❥✿┅┄
💚قاسم ابن الحسن (علیه السلام) که در این جمع حاضر بود، مشتاقانه پرسید: آیا من هم کشته خواهم شد. امام حسین (علیه السلام) با محبتی پدرانه به او فرمود: یا بنیّ، کیف الموت عندک پسرم، مرگ در نزد تو چگونه است؟ و قاسم، بدون لحظه ای درنگ، پاسخ داد: یا عمّ احلی من العسل عمو جان از عسل شیرین‌تر است. ┄┅✿❥✺2⃣8⃣✺❥✿┅┄
پس از امتناع آنان، آن حضرت فرمود: همانا فردا من کشته می-شوم و همه کسانی که با من هستند، نیز کشته خواهند شد. و از شما احدی باقی نخواهد ماند ... ┄┅✿❥✺2⃣7⃣✺❥✿┅┄
ابن فضیل ازدی چنان بر فرقش زد که سرش را شکافت و او با صورت به زمین افتاد و فریاد زد: عمو جان، به دادم برس. ┄┅✿❥✺3⃣1⃣✺❥✿┅┄
❤️امام حسین (علیه السلام) هم فرمود: عمویت فدایت شود آری والله، تو یکی از مردانی هستی که در رکاب من به شهادت خواهی رسید. روز عاشورا ، پس از آن که نوبت به قاسم ابن الحسن رسید، در خیمه ها ولوله‌ای دیگر بود و میدان رفتن او تماشایی.   ┄┅✿❥✺2⃣9⃣✺❥✿┅┄
  🚩عاشورا به روایت لهوف راوی گفت: دیدم جوانی بیرون آمد که صورتش مانند پاره ماه بود، و مشغول جنگ شد. همین که مقابل مردم ایستاد فریادش بلند شد: ان تنکرونی فانا ابن الحسن/ سبط النبی المصطفی الموتمن مردم اگر مرا نمی شناسید ، من پسر حسن بن علی بن ابیطالبم. هذا الحسین کالاسیر المرتهن / بین اناس لاسقوا صوب المزن این مردی که این جا می بینید و گرفتار شما است، عموی من حسین بن علی بن ابیطالب است. ┄┅✿❥✺3⃣0⃣✺❥✿┅┄