eitaa logo
کانال پرورشی بوستان دانش
399 دنبال‌کننده
979 عکس
42 ویدیو
112 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
➰🔘هنگامی كه خبر این ماجرا به عبیداللّه بن زیاد رسید، پیكی نزد عمر بن سعد فرستاد كه: به من خبر رسیده است كه حسین چاه ميكَند و آب بدست ميآورد. به محض اینكه این نامه به تو رسید، بیش از پیش مراقبت كن كه دست آنها به آب نرسد و كار را بر حسین علیهالسلام و یارانش سخت بگیر. عمر بن سعد دستور وی را عمل نمود. ┄┅┅✿❀2⃣❀✿┅┅┄
➰◾️یزید بن حصین همدانی بازگشت و ماجرا را به عرض امام علیه السلام رساند و گفت: عمر بن سعد حاضر شده است شما را در برابر حكومت ری به قتل برساند. ┄┅┅✿❀6⃣❀✿┅┅┄
⚫️(2) در این روز "یزید بن حصین همدانی" از امام علیه السلام اجازه گرفت تا با عمر بن سعد گفتگو كند. حضرت اجازه داد و او بدون آنكه سلام كند بر عمر بن سعد وارد شد؛ عمر بن سعد گفت: ای مرد همدانی! چه چیز تو را از سلام كردن به من بازداشته است؟ مگر من مسلمان نیستم؟ ┄┅┅✿❀3⃣❀✿┅┅┄
🔲➰حوادث روز هشتم محرم➰ ➰🔳فرمان جدید عبیدالله: با دریافت نامه ی جدید یزید و دادن اختیارات کامل به عبیدالله، وی بر اساس نامه ی یزید دستور داد: ➰🔘تعداد جاسوسان افزایش یابد و همه جا را زیر نظر بگیرند. ➰⚫️ آخرین نیروها از کوفه به کربلا اعزام شوند. ➰🔵مراقبت شدید و دستگیری عناصر مشکوک و متهم و مجازات سنگین آنان. ➰🔴 کشتن بدون درنگ. ➰⚪️ ارسال آخرین اخبار بی هیچ وقفه به شام. (از کوفه به شام ┄┅┅✿❀❀✿┅┅┄
➰🔘شمر که در مجلس بود برخاست و گفت: حسین اکنون در سرزمین تو و کنار توست. آیا از او می پذیری که از اینجا برود. به خدا سوگند اگر برود دیگر به او دست نمی یابی. آنگاه او قوی و تو ضعیف خواهی بود. با بازگشت حسین موافقت نکن که نشانه ی ناتوانی و سستی است، باید او و یارانش تسلیم حکم تو شوند. پس از تسلیم، هر گونه خواهی می توانی رفتار کنی (ببخشی یا بکشی) ┄┅✿❀1⃣3⃣❀✿┅┄
⚫️(4) پس از این ماجرا ، عمر بن سعد نامه ای به عبیداللّه نوشت و ضمن آن پیشنهاد كرد كه حسین علیه السلام را رها كنند ؛ چرا كه خودش گفته است كه یا به حجاز برميگردم یا به مملكت دیگری ميروم. ┄┅✿❀1⃣1⃣❀✿┅┄
⚫️(5)شمر به کربلا عبیدالله پس از این گفت و گو، نامه ای نوشت و به شمر ذی الجوشن سپرد تا به کربلا برساند. در نامه نوشته شده بود: باری، تو را نفرستاده ام تا شانه از زیر کار خالی کنی. تو به آرامش و صلح و آسایش دل بسته ای. اگر حسین و یارانش تسلیم شدند آنها را نزد من بفرست و گرنه، بر آنها حمله ور شو پس از قتل آنان، اعضای بدنشان را قطعه قطعه کن. پس از کشتن حسین بر سینه و پشت وی اسب بتاز که وی ناسپاس و سرکش و گستاخ و بیدادگر است. اگر به دستور من عمل کردی پاداش فرمانبر مطیع را دریافت خواهی کرد و اگر چنین نمی کنی، سپاه را به شمر بن ذی الجوشن بسپار که فرمان لازم را به او داده ایم. ┄┅✿❀1⃣4⃣❀✿┅┄
➰🔘عبیداللّه در حضور یاران خود نامه ابن سعد را خواند ، و گفت: این نامه گواه اندرزگویی عمر سعد است به امیر خویش. من آن را می پذیرم (رفتن حسین را) ┄┅✿❀1⃣2⃣❀✿┅┄
➰🔘عبیدالله زیاد به شمر گفته بود اگر عمر سعد پذیرفت که با حسین بجنگد مطیع او باش وگرنه، گردنش را بزن و سرش را به کوفه بفرست و خود فرماندهی سپاه را عهده دار باش. ┄┅✿❀1⃣5⃣❀✿┅┄
➰🔘نوشته اند: عبیدالله بن زیاد، حویرة بن یزید تمیمی را مأمور کرد که به محض رسیدن نامه به عمرسعد اگر برای جنگ اقدام نکرد او را بگیرد و در بند بکشد. ┄┅✿❀1⃣6⃣❀✿┅┄
⚫️(6)آوردن آب از فرات   به هر حال هر لحظه تب عطش در خیمه‌ها افزون می‌شد. امام علیه السلام برادر خود عباس بن علی بن ابی طالب را فراخواند و به او مأموریت داد تا همراه سی نفر سواره و بیست نفر پیاده جهت تدارک آب برای خیمه‌ها حرکت کند در حالی که بیست مشک با خود داشتند. آنان شبانه حرکت کردند تا به نزدیکی شط فرات رسیدند در حالی که نافع بن هلال پیشاپیش ایشان با پرچم مخصوص حرکت می‌کرد.   ┄┅✿❀1⃣7⃣❀✿┅┄
➰🔳عمر بن حجّاج پرسید: کیستی؟!  نافع بن هلال خود را معرّفی کرد.    ابن حجّاج گفت: ای برادر! خوش آمدی، علت آمدنت به این جا چیست؟  نافع گفت: آمده‌ام تا از این آب که ما را از آن محروم کرده‌اند، بنوشم.   نافع به یاران گفت: مشک هایتان را پر کنید. پیاده ها مشک ها را پر کردند. ┄┅✿❀1⃣8⃣❀✿┅┄