eitaa logo
☁️☁️ آرامش ☁️☁️
429 دنبال‌کننده
38.4هزار عکس
39.4هزار ویدیو
111 فایل
« الا بذکر الله تطمئن القلوب » رشد انسان در سایه آرامش مهیا میشود و آرامش حقیقی انسان ، فقط در ارتباط با خالق هستی فراهم میگردد. 💞 @aEbadian :پاسخگوی‌‌شما @c_Aramesh :لیـنک‌کانال #کانال‌آرامش https://eitaa.com/joinchat/2661679309C1a078240d8
مشاهده در ایتا
دانلود
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🇮🇷🌹🏴یاد امام وشهدا دل و می بره کرببلا
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♻️ توبه کنندگان یاران امام زمان عجل الله هستند..🌸 امام زمان گره کور ظهور
🌹یاد و خاطره شهدای پانزده خرداد گرامی باد. امام خمینی امام امت 🌷🌷🌷
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بعضیها قبلِ‌رفتنِ زیرِخاک، رُشد کردن 🏴🌹 جملات احساسی و بسیار زیبا در وصف‌ لحظات قبل از رحلت امام خمینی (ره): آدم یاد وقتی میوفته که توی قبر میخوابوننش. میری زیر خاک تا دوباره رشد کنی.اما بعضی افراد قبل از رفتن رشدشونو کردن.در حالت ایستاده، نشسته، خوابیده عبادت میکنن.
در کتاب مکارم الاخلاق آمده است: در هنگام عصبانیت بر محمد و آل محمد صلوات بفرستید و این دعا را پس از صلوات بخوانید تا عصبانیت زایل گردد. الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ. الّلهُمَّ اغفِر ذَنبِی وَ اذهِب غَیظَ قَلبِی وَ اَجِرنِی مِنَ الشَّیطانِ الرَّجِیم و لا حَولَ و لا قُوَهَ اِلّا بِالله العلی العَظِیم.
6.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥اگر دوباره زنده شوم ❤️ بیان زیبا توسط آیت الله حق شناس در خصوص مکاشفه ی عالم بزرگوار آقا شیخ مرتضی آشتیانی اعلی الله مقامه.
اگر ميخواهيد مشكلاتتان خاتمه يابد ببخشاييد بخشش يعني رها كردن رها كردنِ فكر رها كردن اينده رها كردنِ گذشته رها كردنِ "من "
‍ ‍ خاطره ای شهید مصطفی صدرزاده❤️ امر به معروف و نهی از منکر 🔹مصطفی توی سال 85 توی ستاد امر به معروف بود، کاری کرد که یک شبکه ماهواره ای رو توی شهریار گرفتن. 🔷خاطره ای از امر به معروفش رو برام نقل کرده که براتون میگم 🔹شهریار اون زمان یه لاتی داشت به نام محمودخالکوب، که نیروانسانی با تیر زد تو پاش. این آدم سه برابر مصطفی بود، مصطفی میگفت یه بار من دم ایستگاه دیدمش بهش گفتم بیا بریم ببینم... میگفت منو پرت کرد، جوری که افتادم. 💠میخوام بگم مصطفی انقدر جرات داشت 🔹یه لاتی هم بود که گرفته بودنش، مصطفی گفته بود دستش رو دستبند بزنید به دست من. که انقدر دستش رو کشیده بود که مچ مصطفی داغون شده بود، ولی یک بار ندیدم که ناله کنه... دورانی که مجروح بود هم هیچ وقت ناله نمیکرد. 🔷 یادمه روزای آخر با مصطفی رفتیم برای خرید دستگاه میوه خشک ، وقتی داشتیم با مردی که اونجا بود صحبت میکردیم، مصطفی خیلی پاهاش رو میخاروند. بهش گفتم مصطفی تو آبرو وحیثیت مارو داری میبری، هرجا میریم خودتو میخارونی . گفت به خدا قسم پاهام پر از ترکشه، اگه نخارونم نمیتونم آروم بگیرم. که اونجا من واقعا بغض کردم.😔 راوی همرزم شهید