eitaa logo
☁️☁️ آرامش ☁️☁️
428 دنبال‌کننده
38.4هزار عکس
39.4هزار ویدیو
111 فایل
« الا بذکر الله تطمئن القلوب » رشد انسان در سایه آرامش مهیا میشود و آرامش حقیقی انسان ، فقط در ارتباط با خالق هستی فراهم میگردد. 💞 @aEbadian :پاسخگوی‌‌شما @c_Aramesh :لیـنک‌کانال #کانال‌آرامش https://eitaa.com/joinchat/2661679309C1a078240d8
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام امروز ختم صلوات داریم برای سلامتی و ظهور آقا امام زمان عج و حضرت مسیح سهم هر یک از شما بزرگواران ۱۲ تا صلوات است هر چقدر تونستید بفرستید مورد عنایت امام زمان عج باشید اللهم عجل لولیک الفرج 🤲 🌸🍃
یاحسین علیه السلام سلام ارباب مهربونم ✋🖤🖤🖤🖤
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امشبی را شه دین در حرمش مهمان است مکن ای صبح طلوع عصر فردا بدنش زیر سم اسبان است مکن ای صبح طلوع
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
30.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 محکومیت اهانت به ساحت مقدس قرآن کریم توسط جمعی از اساتید بسیجی حوزه علمیه قم- کلیپ تصویری
نیروی انتظامی، مظلوم و مقتدر.mp3
زمان: حجم: 7.9M
🇮🇷نیروی انتظامی، مظلوم و مقتدر ✍️سه نکته مهم در مقابل معاندین 6مرداد 1402 ┈ https://eitaa.com/menhaj_com
مرحوم شیخ جعفر شوشتری می گوید: در روز عاشورا، چهار جا، چهار عضو بدن ابی عبدالله به خاطر بی آبی از کار افتاده بود، که حتی شاید اگر آب هم می دادند، کار از کار گذشته بود و فایده نداشت. اولین جایی که از عطش از کار افتاد چشمان امام حسین (علیه السّلام) بود، امام صادق (علیه السّلام) می فرماید: جدّ ما در روز عاشورا، از شدت عطش چشمانش آسمان را دود می دید. دومین عضو، لبهای آقا بود، می دونی چرا؟ حمیدبن مسلم می گه دیدم لب های حسین علیه السلام مانند دو چوپ خشک شده به هم می خورد، دیدم از لبهای حسین داره خون می آید. سومین عضو زبان حضرت بود، همان زمان که علی اكبر را بغل گرفت، زبان در دهان علی گذاشت، علی اکبر دید بابا از خودِ او تشنه تر است. چهارمین عضو جگر حسین بوده، هلال بن نافع می گوید، آمدم نزدیک گودال، جنگ تمام شده، از بالای گودال نگاه کردم، دیدم لبهای حسین تکان می خورد، نزدیک تر رفتم، گفتم شاید حسین نفرین می کنه، دیدم می گوید: «لشگر جگرم از تشنگی می سوزد» از گودال آمدم بیرون، سریع رفتم آب آوردم، دیدم شمر داره بیرون می آید، گفت کجا می روی، گفتم می روم پسر فاطمه را سیراب کنم، گفت زحمت نکش، من سیرابش کردم ... اللهم عجل لولیک الفرج بحق الحسین
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا