16M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞|نماهنگ بسیار زیبا
⚜همخوانی تلاوت قرآن کریم⚜
🏵بر اساس تلاوت ماندگار استاد شحات محمد انور
📖سوره مبارکه نساء آیات 135 و 136
📌صفحه ۱۰۰ قرآن کریم(عثمان طه)
🔸کاری از:
💠گروه تواشیح بین المللی تسنیم
📝 از شکایت #حسن_روحانی از آقای #رحیم_پور_ازغدی نگران نیستم!
ایشان خبره تر از این حرفاس و این دادگاه زمینه ای خواهد شد برای افشاگری برعلیه ترک فعلها و ... ۸ ساله ی دولت قبل.
نگرانی من این است که آیا شکایت صدها هزار نفری #مردم از حسن روحانی هم رسیدگی خواهد شد یا نه ؟!
🇮🇷 نائب الغایب امام خامنه ای:
https://eitaa.com/joinchat/2767651024Ca3128ce546
هدایت شده از حجت الاسلام محـمــد ســـبـــزی
📣 حضور دو عضو هیئت رئیسه مجلس و معاون وزیر در ساوه و زرندیه
💠 روز دوشنبه دو عضو محترم هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی آقایان سید محسن دهنوی و سید نظام موسوی و معاون محترم وزیر و مدیرعامل سازمان صنایع کوچک و شهرکهای صنعتی ایران دکتر رسولیان به دعوت حجتالاسلام محمد سبزی نماینده مردم شریف شهرستانهای ساوه و زرندیه در شهرکهای صنعتی مأمونیه و چمران حضور پیدا کرده و طی نشستهایی جداگانه در شهرکهای صنعتی مأمونیه و چمران (ساوه) مشکلات موجود را مورد بررسی قرار داده و جهت حل آنها هماندیشی نمودند.
عناوین اهم مباحث مطروحه:
🔹مسکن کارگری
🔹احداث زیرگذر یا روگذر ورودی برای شهرکهای صنعتی مأمونیه و چمران
🔹مسئله تأمین آب از پساب
🔹تامین انرژی برق
🔹مسئله زیرساخت مخابرات به ویژه در شهرک صنعتی غرقآباد
🔺فرمانداران شهرستانهای ساوه و زرندیه، امام جمعه زاویه، مدیرکل صمت، مدیرکل برق و شهرکهای صنعتی استان مرکزی، جمعی از اهالی صنعت و جمعی دیگر از مسئولان شهرستانی در جلسات مزبور حضور داشتند.
جهت عضویت درکانال خبری حجتالاسلام محمد سبزی به آدرس زیرمراجعه فرمایید
👇👇👇
http://Eitaa.com/sabzi_ir11
سلام میدونی من کیم و چه سختی تو زندگیم کشیدم . من درجوانی مادرم ک باردار بود کشتنش شهیدش کردن . من بعد شهید شدن مادرم پدرم تو رمضون موقع سجده با شمیر زدن سرشو دونصف کردن خیلی مرگش برام سخت بود تا اینکه به مرور زمان هنوز درد پدرمادرم تو جیگر سوختم خوب نشده بود تا اینکه برادرم حسن رو کشتن من تشنه بودم بعدش ابولفضل خواست اب بیاره دوتادستاشو بریدن برادرم حسین رفت اب بیاره برامون ک خیلی سخت بود برادرم رو باتیر زدن و شمر لعنت بهش برادرم رو کشتن و سرشو بریدن من تشنگی یادم رفت به برادرام فکر میکردم گریه التماس اما زندگیم سخت بود سخت سرحسینم بانیزه جلوی چشمانم اویزان کردن منو با قل زنجیر با شلاق منو میبردن مسیرها مسیر راه رفتم از تشنگی گرسنگی دردا اخ برادرم حسین جواب دختر ۳سالش رقیه چی بدم
میدونی من کیم من حضرت زینب دختر امام علی و حضرت فاطمه فکر نکن فقط تو درد داری من درد کشیدم درکت میکنم به من و خدا توسل شو حاجت روات میکنم