6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بسمالله الرحمن الرحیم
🌷آغاز سال تحصیلی جدید مبارک🌷
🎥 اگه بچه مدرسهای داری، حتماً ببین
💥یکی از فرزندان آیتالله بهجت میگوید: پدرم هربار بچههایم را راهی مدرسه میکردم این دعا را پشت سرشان میخواند.. برای سلامتی دانش آموزان عزیز،والدین محترم ومعلمان زحمت کش
اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم
🪴 شفاعت حضرت زهرا سلام الله علیها برای دعا کنندگان برای #فرج
🌺 کسی که برای فرج امام زمان عجل الله فرجه بسیار دعا میکند ، شفاعت حضرت زهرا سلاماللهعلیها در صحرای محشر شامل حالش خواهد شد.
📚
عارف صاحب نفس پیر ربانی مرحوم حضرت آیتالله مرتضی تهرانی رضوان الله علیه : در این جامعیتی که خدا این بزرگوار(رهبر انقلاب) را رشد داده است، هیچ در بین علمای شیعه و اسلام نداریم.
ما الان زیر آسمان نداریم انسانی را که مثل آقای خامنه ای در مسائل سیاسی به صورت ریز، این مطالعات و این نظرات تصدیقی اعم از اثباتی و نفی را داشته باشد. این مقدار توفیق را که خدای متعال به ایشان داده به خاطر این است که شایستگی اش را داشته است.
من حتی چند شب پیش آثار حرکت در تهذیب نفس و تشدید اخلاص را وقتی ایشان داشت نماز میخواند در ایشان دیدم. میپرسید: چگونه دیدی؟ با همین چشم؟ میگویم خیر، با آن چشم دیگری که خدا به من عطا کرده است و یقین دارم.
ظهور بسیار نزدیک است
اللهم عجل لولیک الفرج
🍃🌸🍃
حاج اسماعیل دولابی رحمةالله علیه:
اگر می خواهید نفس شما خوب شود (نجیب شود) دائما بر محمد و آل محمد #صلوات بفرستید.
🌷🍂🌷🍂
🍁هر لحظه بُوَد وقت و بهار صلوات
✨بس خیر به ذکر بیشمار صلوات
🍁ای آنکه به دل مهر پیمبر داری
✨کن هدیه به حضرتش نثار صلوات
🌷🍂🌷
📣))) با نشر مطالب در ثواب آنها سهیم باشیم.
🍃🌸
🔸#داستانضربالمثلها
🔹#ضرب المثل روغن ریخته نذر امامزاده (مسجد)است ازکجا آمده؟
✍در یكی از روزها كه متولی و بنا و كارگران امامزاده به انتظار ایستاده بودند مردك خسیس چند تا از قاطرهایش را پوست و روغن بار كرده بود كه به تجارت و مسافرت برود.
اتفاقاً گذارش از مقابل امامزاده بود .
🔹ناگهان یكی از قاطرهایش به سوراخ موشی رفت و به زمین خورد و یكی از پوستهای روغن پاره شد.
آن مرد فوراً زرنگی كرد.
پوست را جمع كرد ولی كمی روغن آن به زمین ریخت پیش خودش گفت :
این روغن حیف است اینجا بماند.
🔸این طرف و آن طرف را نگاه كرد و متولی امامزاده را دید آنها را صدا كرد .
متولی بیچاره به كارگرها گفت :
دست به كار شوید كه ارباب پول آورده و دوان دوان پیش ارباب آمده و سلامی كرد و گفت :
خدا عز و عزت ارباب را زیاد كند گفتم : بناها دست بكار شوند .
🔹مرد خسیس با خونسردی گفت :
ببین آنجا قاطرم به زمین خورده و یكی از پوستهای روغن پاره شده است و مقداری روغن ریخته، برو آنها را جمع كن و خرج امامزاده كن .
این هم سهمیه من برای امامزاده !
متولی نگاه كرد و دید خاك فقط كمی چرب شده است بدون اینكه جوابی بدهد
🔸پشیمان و ناراحت برگشت و بقیه پرسیدند :
پس پول چطور شد ؟
متولی گفت :
ای بابا ول كنید ،
یارو روغن ریخته را نذر امامزاده کرده است.
┄┄┄┅┅𑁍♥️𑁍┅┅┄┄┄