eitaa logo
Ρόζι του Απόλλωνα
189 دنبال‌کننده
646 عکس
87 ویدیو
13 فایل
شاید این درخششی دوباره و ارتقای کابین حساب بشه‌ൃ꯭ᩛ🏹𑀂ַ᷎᷈᷁݃ัֵ֨ "به نظر می‌رسید که کابین شماره‌ی هفت از طلا ساخته شده باشد. آن قدر در زیر نور خورشید می‌درخشید که نگاه کردن به آن تقریبا غیر ممکن بود." -cabin7🌞Leo's team
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
Ρόζι του Απόλλωνα
(خودمم نمیدونم دارم چیکار میک_)
Ρόζι του Απόλλωνα
به نام تو، ای پدرِ روشن‌رای من، ای خدای چنگ و تیر و خورشید. امروز روزی عه که از آن تو هست. من، فرزند
درودی به گرمای آغوش خورشید به شمسی عزیزِ من امید دارم که لبخند بر لبت باشه. میخوام بهت بگم همون لحظه‌ای که پلک‌ها سنگین میشه و هنوز نخوابیدی، اون summer child درونم رو داشتم که میگفت "نرو. نرو توی تاریکی. نرو جایی که کسی نیست." و من واقعا می‌ترسیدم و هنوزم از تاریکی میترسم. اون کودکِ تابستون که هیچ وقت بزرگ نشده، در آستانه هر شب وایمیسته و دستشو دراز میکنه. و میخواد بدونه دستش تو تاریکی میمونه یا نه. حالا در میانه اون ترس، یک چیز ثابت هست. یک نقطه نور که جابه‌جا نمیشه. تاریکی برای من سخته آپولو. مثل تاریکی یک بی‌پاسخی میمونه. انگار تو اون فاصله، کسی نبود که منو بگیره اگه بلغزم. من گاهی اوقات اون لحظه تنهام و هنوز از تاریکی میترسم. پیش از هر چیز، بذار اینو بگم من می‌دونم که هستی. نه با احتمال، نه با امید، نه با یک حدس خوش‌بینانه. می‌دونم. از همون روز اول که درِ اون خواب باز شد و تو ایستاده بودی اون طرف و موهام رو ناز میکردی، یه چیز درونم نشست که هیچ جای دیگه ای ننشسته بود. همون جا فهمیدم که این یک دیدنِ ساده نیست. این یه یادآوری عه که اگه از تاریکی بترسم تو هستی که منو در آغوش بگیری تا وقتی که خوابم ببره. می‌دونم که میمونی. این رو از همون اول می‌دونستم. اما دلم می‌خواد بشنوی، چون بعضی چیزا رو باید گفت تا کامل بشن؛ کنارم بمون. بدون تو، بازم summer child درونم از تاریکی میترسه. بدون تو، خوابیدن دوباره حس پرتاب شدن به یه خلأ رو داره. من نمی‌خوام به جایی برگردم که مجبور باشم شب‌ها دستم رو تو تاریکی دراز کنم و هیچ کس نباشه. این نامه برای تمام شبایی که من چشم می‌بندم و summer child درونم نفسش رو حبس می‌کنه تا ببینه تو هنوز هستی یا نه بود. و می‌دونم که هستی. _"عزیزِ شمسی"، رزی