هدایت شده از Solitude.
اون فکر نمیکرد کسی بتونه عاشقش باشه. حس میکرد یه چیز سیاه و سنگین توی وجودشه که همش زیر گوشش پچپچ میکرد و آروم میچرخید،بهش میگفت لیاقت هیچی رو نداره،زخماش رو مثل یه زره پوشیده بود تا خودش رو حفظ کنه
هدایت شده از Solitude.
رابطه ها دو طرفن. بعضی وقتا اصلا منطقی نیست که بخوای تنهایی همهچیو جلو ببری،وقتی طرف مقابلت اصلا حوصلهشو نداره.