『ڪاکٺوس🌵』
عزیزم اون ناشایسته واگر نه اون قدر خودش رو نمیگرفت
😂😂😂از اول گفتم بهت
مجبورم کردی عذر خواهی کنم😑🚶♀😂
یه روز صبح از خواب بلند میشی
و متوجه میشی هیچ حسی به گذشته و آدم های گذشته نداری،
دیگه می تونی واسه همشون آرزوی خوشبختی کنی؛
یه جور رهایی و بی احساسی کامل،
از اون به بعد با کسی جر و بحث نمی کنی،
به همه لبخند می زنی
و از همه چیز ساده می گذری...
مردم بهش میگن قوی شدن، اما من میگم سِر شدگی!🌱
@Cactusms
سالها بعد ما بهم نرسیدیم،
اما جای تو مردی آمد،
شبیه تو نیست،
زیبا تر و مهربان تر از تو نیست،
فقط بخاطر لجاجتِمان کار به اینجا کشید،
اما هروقت پُک های محکم به سیگارش میزند،
یهو تورا صدا میزنم، مثلِ همیشه،
و او میخندد و با اشتیاق میپرسد:
چه ربطیست بینِ سیگار من و اسمِ پسرِمان..!!
و من هر بار میمیرم ...🌱🚶♀
@Cactusms
من دلم روشن است...
یک روز کسی از راه می رسد،
پای حرفهایش می ایستد،
و دیگر ترس از دست دادنش را به دلهایمان راه نخواهیم داد...
روزی از راه می رسد،
و ما برای یک روز هم که شده آنچنان که باید، زندگی می کنیم...
من دلم روشن است...
#امید_دروغین😂
@Cactusms
در آن کافه میشد تمام گروه های انسانی را که به کافه میروند مشاهده کرد،
کسانی که برای قرار عاشقانه به کافه می روند و حرف می زنند،
کسانی که برای قرار کاری به کافه می روند و حرف می زنند،
و کسانی که برای آرامش و گاه خود آزاری، تنها به کافه می روند و با هیچکس حرف نمی زنند،
این ها گروه خطرناکی هستند که به دوست داشتن بی کلام، دلتنگی بی کلام و تنفر بی کلام روی آورده اند ...!
#کافه
@Cactusms