دل غم دیده مارا غم دلدار چه سود
عاشق عشق تو گشتم حسرت رخ یار چه سود
گر سفر نقطه آغاز دلم شد کنون
حاصل عمر زمستان چه سود
طفلکی گریه کنان بر در خانه زد و گریخت
داد کشیدن بر سر طفل گنه کار چه سود
رسم دنیا نیاموخت حسرت دیدار تورا
گر من عاشق شوم جز به درگه تو چه سود
هدایت شده از "درتَمنای حسـینـ؏ "
من زِ میِ خانه چَشمان تو هَر لَحظه خَرابم . . .🍷
شعر می گویم ولی معشوقه ای درکار نیست
آه،من دیوانه ام،دیوانه بودن عار نیست
خواستم چون مصرع اول تورا مخفی کنم
باختم دل را،حقیقت قابل انکار نیست