eitaa logo
𝑐𝑎𝑓𝑒 ℎ𝑎𝑛𝑖𝑓𝑎
50 دنبال‌کننده
81 عکس
30 ویدیو
0 فایل
مینویسم برای همه اما تو بخوان دلی دارم کنون دلتنگ یار است ببین از عشق تو غمگین و زار است ツ کپی؟فور خوشحالم میکنه
مشاهده در ایتا
دانلود
رفت و غزلم چشم به راهش نگران شد دلشوره ما بود ، دل آرام جهان شد در اول آسایش مان سقف فرو ریخت هنگام ثمر دادنمان بود خزان شد زخمی به گل کهنه ما کاشت خداوند اینجا که رسیدیم همان زخم دهان شد آنگاه همان زخم همان کوره کوچک شد قله ی یک آه، مسیر فوران شد با ما که نمک گیر غزل بود چنین کرد با خلق ندانیم چه ها کرد و چنان شد ما حسرت دلتنگی و تنهایی عشقیم یعقوب پسر دید ، زلیخا که جوان شد جان را به تمنای لبش بردم و نگرفت گفتم بستان بوسه بده ، گفت گران شد یک عمر به سودای لبش سوختم و آه روزی که لب آورد ببوسم رمضان شد یک حافظ کهنه، دوسه تا عطر، گل سر رفت و همه دلخوشی ام یک چمدان شد با هر که نوشتیم چه ها کرد به ما گفت مصداق همان وای به حال دگران شد
زندگی باید کرد ، گاه با یک دلِ تنگ.
دیدم که برنداشت کسی نعشم از زمین خود نعش خود به شانه گرفتم،گریستم .
شبیه مه شده بودی . نه میشد در آغوشت گرفت و نه آنسوی تو را دید؛ تنها میشد در تو گم شد و همینطور هم شد .
با احتیاط به آدمها عادت کنید ، اونا خیلی زود عوض میشن .
با هیچ ڪسم میل سخن نیست ولیڪن تو خاࢪج ازین قاعده و فلسفه هایے...
دلا خو کن به تنهایی؛ که از تن ها بلا خیزد
مَن هَمآن دختَرِ پُر مَنطقِ بی احسآسَم!🖤...
نكند بوی تو را باد به هر جا ببرد! خوش ندارم دل هر رهگذری را ببری...
برایم دلنشینی، دلبری، آنقدر دل‌خواهی که من حتی در آغوش تو، دلتنگ توام گاهی...
بعد مرگم بنویسید که عهدش نشکست تا ابد ماند وفادار به تنهایی خویش..!
نقاش غزل تا که به چشمان تو پرداخت دیوانه‌ شد از طرز نگاهت قلـَم انداخت!