eitaa logo
| تَبَتُّـل |
1.4هزار دنبال‌کننده
4.6هزار عکس
335 ویدیو
5 فایل
وَ "سلام" بَر‌اندوهی‌کھ‌ قلبمان ‌را ‌وطن‌ برگزید🖤🌱 • • تَبَتُّل←بُریدھ از "جہان" بُریدھ از "مردم"... •• میرسه به دستم https://harfeto.timefriend.net/17501091664522 +تافوروارد هست،زندگی ‌باید کرد‼️
مشاهده در ایتا
دانلود
تو دیگه فقط یه بغضی که من قورتت می‌دم.
‏دوست داشتن خیلی عجیبه.اخلاق و رفتارت شبیه طرف میشه، قیافه‌ت شبیهش میشه، بوی اون آدمو می‌گیری، علایقت علایق اون آدم میشه، اهدافش میشه اهدافت، و تو، میشی اون؛ حالا تو این وضعیت فکر کن قرار باشه دوباره خودتو جدا و‌ پیدا کنی...ای‌ داد بیداد!
0101
| تَبَتُّـل |
[قانون شماره 12: یکم از نگرانی بابت چیزایی که کنترلشون دست تو نیست دور شو! ]
[قانون شماره 13 : آدم تا گم نشه، هیچ راهیو پیدا نمیکنه.پس اگه گم شدی نگران نباش. ]
مود ترین عکس در کل جهاااان
شایدم حسرتت همیشه موند...
من ز چشمان تو آموخته ام درس هنر مردمک های تو دانشکده ی نقاشیست..
ببخشیدی به بچه ها گفتم و رفتم بیرون و جواب دادم _جونم خاله _سلام آوا خانوم وای حالا اینو کجای دلم بذارم من _سلام آقا مهراد احوال شما _به خوبی شما سلامت باشید دیدم تماس نگرفتید نتونستم دیگه منتظر بمونم گفتم خودم تماس بگیرم _بله بله لطف کردید _این چه حرفیه خب من منتظرم _ ببینید آقا مهراد نمی دونم نمی دونم قسمت بوده یا هرچیز دیگه که من شما رو خیلی جاها سر خیلی کارا ببینم به من و هیچ کس مربوط نیست شما چه کارایی می کنید چیزایی که من دیدم و هم کسی قرار نیست ازشون باخبر بشه فقط اینکه ازتون خواهش می کنم بدون اینکه کادر عزیزتون از دست من ناراحت بشه یا مشکلی پیش بیاد خودتون این قضیه رو تموم کنید ازتون ممنونم ...چند لحظه گذشت دیدم چیزی نمیگه فک کردم قطع کرده با تردید گفتم: _آقا مهراد _ممنونم که درکش و دارید و خوشبحال کسی که قراره شما همسرش باشید خدانگه دارتون قطع کرد آخیش خدارو شکر شعورش و داشت و پا پی نشد .. برگشتم پیش بچه ها... تا ساعت ۱ اونجا بودیم ناهارو خوردیم و برگشتیم مجتمع دلم خواست یکم تا شب بخوابم ولی اینقدر ذوق کنسرت و داشتم که خوابم نبرد یکم با گوشی ور رفتم با دخترا غیبت کردیم رفتیم پایین یکم بازی کردیم ساعت ۶ بود که دیگه رفتیم آماده شیم یک مانتو سورمه ای عروسی بالای زانو پوشیدم با شلوار جذب ۹۰ سفید شال هنرمندی چروک هم روی سرم انداختم یه کفش عروسکی سورمه ای از یکی از بچه ها گرفتم و پوشیدم یه آرایش خیلی ملیح هم کردم _آوا این یا این... تا چشمش به من خورد ساکت شد و با لحن لاتی گفت: _بابا قشنگ بابا مکش مرگ ما بابا دلبررررر چه کردیییی کم‌پیش میاد از این کارا بکنی _دیگه دیگه امشب فرق داره.. نویسنده:یاس