💠 یک داستان پرخاطره از برادران گریم...
"یک روز که هانسل و گرتل برای بازی و جمع کردن قارچ های وحشی به جنگل رفته بودند، در میان درختان انبوه گم شدند. آن ها راه برگشت به کلبه را پیدا نکردند و هر دو بسیار گرسنه بودند. همینطور که در جنگل سرگردان بودند، به کلبه زیبایی رسیدند که با شکلات، آب نبات و نان زنجبیلی ساخته شده بود. هانسل و گرتل از گرسنگی زیاد به سرعت مشغول خوردن شکلات و آب نبات شدند. ناگهان در کلبه باز شد..."
#هانسل_و_گرتل🍭
@caffeketaaab☕️📚
💠 او به همراه خواهرش «گرت»، کاترینا را تا خانه ی دورافتاده اش در «جنگل اسپسارت» دنبال کرد. آن ها به زور وارد خانه شدند، کاترینا را به قتل رساندند و جسدش را در کوره ی خانه اش سوزاندند. البته در داستان #هانسل_و_گرتل ، این جادوگر است که در کوره می سوزد و دو شخصیت اصلی، به جای قاتلینی بی رحم، کودکانی بی گناه هستند.
@caffeketaaab☕️📚