شادی مومن در چهره اوست، قدرتش در دینش و اندوهش در دلش.
_کلامپدر،غررالحکمحدیث۳۴۵۴
الذی ابتکر العناق کان اخرساً، اراد ان یقول کل شیء دفعه واحده.
آنکه آغوش را کشف کرد لال بود، میخواست همه چیز را به یکباره بیان کند.
و گفت: هر که در همه حال فضل خدا میبیند بر خویشتن، امید دارم که از هالکان نباشد.
_ذکرابوحفصحداد، تذکره الاولیاء
مردی آن نیست که هر روز دلی را ببری
مردی آناست که یک دل ببری پس ندهی
_اصغرعظیمیمهر
گفت: بدان که خوف آتش در جنب خوف فراق به منزلت یک قطره آب است که در دریای اعظم اندازند. ومن نمیدانم چیزی دلگیرندهتر از خوف فراق.
_ذکرذوالنونمصری، تذکره الاولیاء
وقتی انسان رابطهاش با خدا مکدر است
فضای عالم بر او تاریک میشود...
اما وقتی رابطهاش با خدا باصفا شد،
گرد و غبار ها مینشیند و فضا آفتابی و لطیف میشود
و آن وقت در روح و روانش؛
هر آنچه را که گم کرده پیدا میکند...
_میرزااسماعیلدولابی
اگر لمسم میکرد آب میشدم.
این حس را میشناسید؟
اینکه نمیتوانید تحمل کنید
حتی پنج دقیقه از او دور باشید.
وقتی همه چیز را در او میبینید.
هرکاری که میکنید،
با خودتان فکر میکنید:
نظر او دربارهی این کارم چه بود؟
احساسی غیرقابل توصیف است.
فوقالعاده است و درعین حال دردناک.
آنقدر آسیب پذیر و خالص هستید
که ترسناک است...
_هارلنکوبن
ڪافونھ🇵🇸
روح و جسمش را چنان دوست داشتم که گویی وجودش ضرورت هستی من بود. _شاهرخمسکوب
غم انگیزه که از فعل گذشته برای این جمله استفاده شده.