نقل است که روزی شیخ مستی را دید افتاده. گفت: دست به من ده. گفت: ای شیخ! برو که دستگیری کار تو نیست. دستگیر بیچارگان خداست.
_ذکرابوسعیدابوالخیر، تذکره الاولیاء
آمد ز مدینه تا که در قم باشد
در مملکت امام هشتم باشد
یعنی که خدا نخواست تا مرقد او
مانند مزار فاطمه گم باشد
#وفاتحضرتمعصومهتسلیتباد
کاش میشد فکرم را برایت بفرستم که یک روز تمام پر از تو بوده است.
_ازنامههایآلبرکاموبهماریاکاسارس
ما نیازمند شجاعت حذف کردن هستیم
حذف جزئیات، حذف گذشته،
حذف نامه ها، حذف صداها،
حذف دلتنگی و
همچنین حذف برخی از افراد...
_جبرانخلیلجبران
و گفت: وجد زبانهیی است که در سر نگنجد و از شوق پدید آید، که اندامها به جنبش آید، از شادی یا از اندوه.
_ذکرابوالحسیننوری، تذکره الاولیاء
آن که از سخنی ناروا دربارهی خویش ناراحت گردد خردمند نیست، و آنکه از ستایش نادان خشنود گردد حکیم نیست، مردم فرزند چیزی هستند که به نیکی از عهده انجام دادن آن بر میآیند.
_کلامپدر،الکافی،جلد۱ص۵۰
یه واژهی کردی هست به نام هاوژین
یعنی زندگی بخش
یعنی کسی که با اومدنش زندگی رو تازه میکنه...
بگذار پنجره باز شود و دراین روشنایی وحشتناک همه چیز را ببینیم. چه اهمیت دارد که اگر این روشنی، درد مارا بیشتر کند. چون در تاریکی حتی آدمهای خوب به هم تنه میزنند.
_فریدونرهنما
ای دوست، اندوه و شادی این راه دراز است، و بنوشتن راست نیاید. هزار هزار گونه شادی، و هزار هزار گونه اندوه، وهزار هزار گونه خوف، و هزار هزار گونه رجا، و همچنین زهد و توکل و رضا و تسلیم و محبت چندین هزار هزار گونه بود.
_نامهینهم،عینالقضاتهمدانی
من هیچ وقت نتونستم کینه و نفرت داشته باشم،
همیشه بخشیدم ولی هیچوقت فراموش نکردم،
همیشه وقتی از کسایی که خیلی دوسشون داشتم دلم گرفت و ناراحت شدم فقط اون آدما دیگه من سابق رو نداشتن، دوسشون دارم ولی برام اهمیتشون رو از دست دادن.
همیشه براشون آرزوی خوشبختی میکنم ولی هیچوقت نمیتونم بدیها رو فراموش کنم.
اگر خوبی کردی و بدی دیدی
کنار بکش اما بد نشو،
این تنها کاریه که از دستت بر میاد
تو آدم خوبی برای زندگی خودت باش
و با وجدان آسوده بخواب.