eitaa logo
ڪافونھ🇵🇸
195 دنبال‌کننده
271 عکس
204 ویدیو
1 فایل
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم کافونه: ‏ "حرکت دادن نرم انگشتان میان موهای کسی که دوستش داری..." اینجا سیو مسیج منه که به اشتراک میذارمشون. می‌رسد به دستم: https://harfeto.timefriend.net/17325426019955 تبادل ندارم.
مشاهده در ایتا
دانلود
عادت داشت نوک خودکار را بین لب‌هایش بگیرد. یک روز جامدادیش را دزدیدم و تمام خودکارهایش را بوسیدم. می‌دانم صورت خوشی ندارد ولی عصر خودمانی‌ای بود، فقط من و خودکارها! وقتی بابا آمد خانه ازم پرسید چرا لب هایت آبی شده؟ می‌خواسنتم بگویم برای اینکه او آبی می‌نویسد همیشه آبی. _جزازکل
شما یه لحظه خودتو بزار جای مولانا وقتی داشته این بیت رو می‌گفته: دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد؟ جز غم که هزار آفرین بر غم باد.
چوب را هرگز کجا رسد که بر آتش حکم کند که مرا چنین مسوز و چنین سوز! _نامه‌ی‌صدوپنجم،عین‌القضات‌همدانی
ما بدون درد و رنج‌هایمان چه خواهیم بود؟ بی‌شک یک لبخند ولی بی هیچ تفاوتی! _مارگریت‌دوراس
زمان انسان هارا عوض نمی‌کند حقیقت انسان هارا روشن می‌کند. _داستایوفسکی
مهربان باشید تمام آدم‌ها درحال دست و پنجه نرم کردن با چیزی هستند که شما از آن خبر ندارید.
خُرد جمع بزرگان باش نه بزرگ جمع خُردان.
وقتی کسیو ناراحت کردی نگو شوخی کردم بگو معذرت می‌خوام.
یه داستانی رو خوندم بزارید براتون بگم
ڪافونھ🇵🇸
یه داستانی رو خوندم بزارید براتون بگم
اون اوایل که منبری در کار نبود همه دور هم مینشستن و پیغمبر صحبت می‌کردن خب خیلیا که میومدن وارد مسجد میشدن نمیشناختن آقا رسول الله رو بعضی از اصحاب هم یجوری ژست می‌گرفتن و یجوری می‌نشستن که انگار اینا پیغمبرن
القصه وقتی یه منبری رو مهیا کردن که آقا رسول الله جلوس کنن و برای مردم صحبت کنن؛ وقتی حضرت روی منبر رفتن اهل مسجد صدای ناله‌ای رو شنیدن
ناله از ستونی بود که پیغمبر قبل از ساخت منبر بهش تکیه میکردن و برای مردم صحبت میکردن که ملقب شد به ستون حنانه پیغمبر از منبر پایین اومد اون ستون رو در آغوش گرفت تا آروم شد و فرمودند: اگر من آن‌را در بر نمی‌گرفتم تا قیامت ناله می‌کرد