بعد از وفات به خوابش دیدند. گفتند: خدای عزوجل با تو چه کرد؟ گفت: بیامرزید. گفتند: به چه سبب؟ گفت: به برکت آنکه هرگز هزل با جد نیامیختم.
_ذکریوسفابنالحسین، تذکره الاولیاء
یا خیلی خوش عکسین
یا خیلی خوب ادیت میکنین
وگرنه ما از نزدیک دیدیم
این نبودین که عکس میزارین.
چیزی که نمیتوانی در قیامت از آن دفاع کنی؛
نه ببین
نه بشنو
نه بنویس
نه بگو
_حاجآقاجوادیآملی
انسان در هیچ موردی به اندازه عشق شایسته برخورداری نیست و در هیچ موردی به این اندازه خود را محروم نکرده است.
_درحالوهوایجوانی،شاهرخمسکوب
_کافکا بیرون چه میبینی؟
از پنجره پشت سرش به بیرون نگاه میکنم.
+درختها آسمان و قدری ابر را میبینم.
و چند پرنده روی شاخههای درخت.
_هیچ چیز غیر عادی نیست، درست؟
+درست است.
_ولی اگر میدانستی فردا صبح دیگر نمیتوانی اینهارا ببینی، همه چیز ناگهان در نظرت جلوه میکرد و ارزشمند میشد، نه؟
_کافکادرکرانه،هاروکیموراکامی
درآن کوش که خود را از مشغلهی دنیای شوم واستانی که آنرا آخری نخواهد بود الا حسرت بینهایت.
_نامهسیودوم،عینالقضاتهمدانی
اگه کفشت پاتو میزد و از ترس قضاوت مردم پابرهنه نشدی و درد رو به پات تحمل کردی؛ دیگه درمورد آزادی شعار نده.
_آلبرکامو