در یادداشتی عاشقانه آمده:
خواب بودید، بوسیدمتان، ولی افاقه نکرد. عصر بر میگردم.
و گفت: در من بنگر! آنگاه که گمشدهی من بودی آیا به سویت نیامدم؟
_محمدبنعبدالجبارنفری،مواقفومخاطبات
ای بنده! یک روز بر من صبر کن تا غلبهی روزگار را از تو بردارم.
_محمدبنعبدالجبارنفری،مواقفومخاطبات
یه جایی استاد حائری خطاب به فرزندانشون میگن:
با تمام دلم، از خدای خوبم میخواهم
که از زمین خوردنها نگهدارتان باشد،
شما را برخاک نگذارد، و بر افلاک بگذراند
مبادا که گرفتار ذلت و زمین گیر شهوت شوید؛
مبادا که از دستهای خدا جدا شوید
و در زیر پای شیطان بمانید؛
که بارها از او خواستهام، اگر بناست عمر ما
چراگاههای شیطان شود
ما را لحظهای به حال خود مگذارد...
"به راستی که مرگ سنگینِ شما بر دلم، سبک تر از ذلت در زیر پاهای کثیف شیطان است."
_نامههایبلوغ
-جملهیآخرشخیلیحرفتوشهها...
تمام خواستهی من این است که شما همه
نور چشم اولیاء خدا
و سرور قلب آنها باشید،
نه سنگی در راه خدا،
و خاری بر دامان رسول
و استخوانی در گلوی علی
و ضربهای بر گونهی فاطمه.
_نامههایبلوغ
هدایت شده از ڪافونھ🇵🇸
شب جمعه مشغول مطالعه بودم،
به این دعا رسیدم:
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله مِن اَول الدنیا اِلی فَنائها
و مِن الاخرهِ اِلی بقائِها
الحمدلله عَلی کُل نِعمه
استغفرالله مِن کُل ذَنب و اَتوبُ اِلیه
وهُوَ اَرحمُ الراحمین.
بعد یک هفته مجدد خواستم آنرا بخوانم
که درحالت مکاشفه از ملائکه ندایی شنیدم که:
ماهنوز از نوشتن ثواب قرائت قبلی فارغ نشدهایم...
_علامهمجلسی
چنین نبود که خداوند تو را برای هستی خلق کند، هستی به افتخار تو آمد.💫
تو برای عالم نیامدی،
عالم برای تو آمد...
عیدتون مبارک قشنگا🌻💛
از صبح به این جمله فکر میکنم:
اصحاب المهدی شباب...
چقدر حیفه که آقا بیان و ما تو صف اصحابشون نباشیم...
و چقدر حیف که جوونیمون سپری بشه و آقا هنوز نیومده باشه...