و اگر چه دل خواهد شکست، باز با دل شکسته به زیستن ادامه میدهی.
_سفرزیارتیچایلدهرولد،لردبایرون
اگر دو نفر که رابطه نزدیکی دارند هرگز مشکلی نداشته باشند معمولا علتش این است که احساسات واقعیشان را پنهان کردهاند.
پیامبر اکرم به من فرمود:
در امت اسلام نه از مشرک هراس دارم و
نه از مومن.
زیرا مومن را ایمانش نگه میدارد،
و مشرک را خداوند بوسیله شرک او نابود میکند.
برای شما از شخص منافق میترسم!
که درونی دوچهره و زبانی عالمانه دارد؛
گفتارش دلپسند و رفتارش ناپسند است...
_نامه۲۷نهجالبلاغه
نقل است که یکی از مشایخ بصره پیش رابعه آمد و بر بالین او بنشست و مذمت دنیا آغاز کرد.
رابعه گفت: تو دنیا را عظیم دوست میداری. که اگر دوست نداشتی ذکرش نکردی. که شکنندهی کالا، خریدار بود. اگر از دنیا فارغ بودی، به نیک و بد یاد او نکردی. اما از آن یاد میکنی، که من احب شیئا اکثرا ذکره (هرکه چیزی را دوست دارد بسیار یادش میکند).
_تذکره الاولیا،ذکررابعهعدویه
جنایتکار تنها آن کسی نیست که کارد را بر میدارد
و یکنفر دیگر را به قتل میرساند،
چه بسیارند افرادی که در کنار ما زندگی میکنند
ما همه به آنها احترام میگذاریم و
آنها را آدمهای خوب و قابل ستایشی میدانیم
و آنها با کمال آسودگی و خونسردی
با یک عمل کوچک
باعث نابودی چندین خانواده میشوند
در حالیکه با کمال تاسف،
هنوز قوانین بشری به آن پایه از تکامل نرسیده است که بتواند این گروه جنایتکار را بشناسد و آنها را به مجازات اعمالشان برساند...
_ویکتورهوگو
مراقب شکافها باشید
مثلا شکاف میان شما و آنچه هستید،
و آنچه میخواهید باشید...
رفتم برا خوابگاه مفاتیح بخرم
قیمتش شده ۱۶۰ هزار تومن.
راههای ارتباط با خدارم گرون کردن.
از هر چه هست و نیست گذشتم ولی هنوز
در مرز چشمهای تو گیرم فقط همین...
_محمدعلیبهمنی
گفته بودین رشتم چیه: جامعه شناسی
در رابطه با غذای خوابگاه پرسیدین: من هنوز غذای سلفو نخوردم ولی بچه ها میگفتن بد نیست به نسبت خوبه
شما چرا اعتراض میکنید؟
برای اینکه سوپ غذا نیست.
برای مشقها و باسواد شدنهای اجباری.
برای باز کردن اجباری در قوطی های سفت رب و سس.
برای اجبار نوشتن در صفحه راست تمام دفترهای غیرسیمی.
برای «تو حساب کن بعدا باهات حساب میکنم»های زوری.
برای از شنبه شروع میکنمهای پوشالی.
برای حضوری شدن مدارس و امتحانات حضوری.
برای جومونگ و مختارنامه تکراری.
برای همه کلاسهایی که ما رفتیم، استاد نیومد.
برای زباله دم در گذاشتن های اجباری.
برای درس هنر که معلم ریاضی معلم هنر هم میشد و تمرین حل میکرد.
برای سنگکهای پر سوراخ.
برای سبز زیتونی و سبز یشمی و سبزکله غازی و سبز پستهای که میگویند با هم فرق دارند.
برای دورهمیهای پرخرج و فرارهای یهویی.
برای دمپایی خیس پوشیدنهای اجباری.