از علی(ع) پرسیدند:
سنگینتر از آسمان و پهناور تر از زمین،
بینیاز تر از دریا و سختتر از سنگ
داغتر از آتش و سردتر از زمهریر و تلختر از زهر کدام است؟
حضرت فرمودند:
از آسمان سنگینتر، تهمت به بیگناه
از زمین پهناورتر، دامنهی لطف پروردگار
از دریا بینیاز تر، قلوب قانع
از سنگ سختتر، دل منافق
از آتش سوزانتر، پادشاه ستمکار
از زمهریر سردتر، خواهش از بخیل
و از زهر تلختر، صبر... :)
_نصایح،بخشپندهایهفتگانه
دقیقا جلوی کسی که میخوای خیلی خوب ظاهر شی یه بلایی سر تیپ و لباست میاد، یا جوش و تبخال میزنی، یا پات پیچ میخوره یا موقع خندیدن صدای خوک میدی، یا عطسه میکنی آب دهن و دماغت میزنه بیرون.
به هرحال باید یچیز غیر طبیعی اتفاق بیفته.
هدایت شده از | مَحبُوب | <:
یکی از بچه ها تو اتوبوس میگفت
اگه قرار بود این استادم تو دانشگاه باشه به ولای علی هرروز میومدم😂
_ولای علی با تاکید فراوان😂
از قمیهایی که بابت اون پستم ابراز همدردی کردن خیلی ممنونم. اجرتون با حضرت معصومه.
قرار بود دیگه بین الطلوعین ها بیدار بمونیم،
بچهها من تیر خوردم میرم بخوابم شما ادامه بدید.
کاش میشد غم و غصه های اونیکه دوستش داریو از تو سینش بکشی بیرون و تو سینهی خودت فرو کنی، و دیگه اون غم و غصه ای نداشته باشه، دیدن غم و غصهی عزیزت از بدترین چیزاییه که میتونی ببینی. حتی حاضری بمیری ولی اون دیگه رنجی نداشته باشه.
صادق هدایت تو نامههاش خیلی موده:
«به هر حال این اوضاعی است که میبینید و تفسیر لازم ندارد. ما هم میسوزيم و میسازيم. قسمتمان اين بوده يا نبوده ديگر اهميت ندارد.
سگ بريند روی قسمت و همه چيز.»
+ دیگه چه خبر؟
« زندگی به حماقت سابق ادامه دارد. نه امیدی است و نه آرزویی و نه آینده و گذشتهای. چهار ستون بدن را به کثیفترین طرزی میچرانیم و شبها به وسیلۀ دود و دم و الکل به خاکش میسپریم و با نهایت تعجب میبینیم که باز فردا سر از قبر بیرون آوردیم. مسخره بازی ادامه دارد.»
من عاشق نیستم، ولی این پستی که خوندمو خیلی میتونم درک کنم، خیلی عمق داره، هرکی هستی برات بغضم گرفت:
کلِ روزمو با بدبختی و کلی اتفاق مختلف بگذرونم، شب خسته و کوفته بیام توو جام دراز بکشم به امید حرف زدن باهات و تهشم تو نباشی؟
بیخیال؛ داری شوخی میکنی دیگه؟
شمارو نمیدونم
ولی من بغض رو تو این مصرع حافظ میبینم که میگه:
هرکجا هست، خدایا؛ به سلامت دارش...