خانواده ی بلقیس
با ازدواجش با نزار قبانی
به شدت مخالف بودن،
ولی با وساطت دیگران رسیدن به هم...
نزار میگه چند بار ازش پرسیدم چرا
با وجود مخالفت قبیلهت با من ازدواج کردی
و دردسراشو به جون خریدی؟
میگه بلقیس هربار،
من رو مثل یه طفل در آغوش می کشید
و می گفت:
《أنت قبیلتی...》
قبیلهی من تویی! :)
تو فیلم زنان کوچک
دختره به پسره ابراز علاقه کرد؛
پسره گفت:
من دستام خالیه، پولدار نیستم...
دختره دستشو گذاشت تو دست پسره و گفت:
نه! خالی نیست :)
نقل است که در حال وفات گفت: الهی! تو میدانی در آن وقت که معصیت می کردم اهل طاعت تورا دوست می داشتم، این را کفّارت آن گردان.
_ذکرابن سماک،تذکرة الاولیاء
و گفت: ضعیف ترین خلق آن است که عاجز بود از دست داشتن شهوات، و قوی ترین آن بود که قادر بود بر ترک آن.
_ذکرابراهیم رقی،تذکرة الاولیاء
خواستم بگم فقط شما نیستید که می شینید با خودتون حرف می زنید، مصاحبه می کنید، خودتونو جای یک آدم معروف فرض می کنید، با خودتون دعوا می کنید، به خودتون فحش می دید، همزمان خودتونو جای دو نفر توی یک گفتگو قرار می دید یا حتی توی تنهایی فقط انگلیسی یا به یه زبونی که فقط خودتون می فهمید صحبت می کنید
باخودتون راحت باشید...
صَباحَ الخَیر لِعیناک ولِمدینَه أنت جزء منها...
صبح بخیر به چشمانت...
و به شهری که تو جزیی از آن هستی🌱
شخصی یحیی معاذ را پرسید که: صحبت با که دارم؟ گفت: با آن که چون بیمار شوی به پرسیدن تو آیدو چون از تو جرمی بیند خود از تو عذر خواهد.
_نفحات الانس
اکه رویاها و اهداف بزرگ نداشته باشی،
یه روز میبینی داری واسه رویاها و اهداف بزرگ یه نفر دیگه تلاش میکنی.