و سلاماً علی عقلی حین أری عینیک...!
و سلام بر عقلم آن هنگام که چشمان تورا دید...!
اکه رویاها و اهداف بزرگ نداشته باشی،
یه روز میبینی داری واسه رویاها و اهداف بزرگ یه نفر دیگه تلاش میکنی.
دیوار اون قدر جا داشت که هرکسی نقاشی خودش رو بکشه؛
ولی اکثر آدما نقاشی بقیه رو خط خطی میکردن.
قرباء، ثم اصدقاء،
ثم أحادیث طویله،
ثم أحبه، ثم حدیث قلیل،
ثم عادوا غرباء....
غریبه بودند و آشنا شدند
و گفتگو و گفتگو و ...
وعشق جوانه زد و
گفتار کم شد و
دوباره غریبگی...
_محمود درویش
فرمود: که هرکه محبوب ست خوب ست. ولاینعکس لازم نیست که هرکه خوب باشد محبوب باشد.
_فیه ما فیه،مولانا
کیف ٵقلع بالیل ألیک
لاسطو علی نومک؟
کیف أرتدی الغابه
وٵستولی علی نافذتک بالاشجار
وأقول لک احبک؟
چگونه شب هنگام به سوی تو به پرواز در آیم
تا به خوابت شبیخون بزنم؟
چگونه جنگل را به تن کنم
و پنجره ات را با درختان تصرف کنم
و به تو بگویم دوستت دارم؟
غاده السلمان، فارسیِ محمد حمادی
یکی دیگر از هراس های ما این بود که مبادا زندگی شبیه ادبیات از کار در نیاید!
_درک یک پایان،جولین بارنز