بَچِّههِیئَتي
باید یه گوشهای تو کانال وا کنم و فقط به گفتن #عجایب این مسیر بپردازم.
وسط مسیر،
درحالی که از گرما موهامون به سرو صورت چسبیده،
تنمون عرقه با یکم لباس
و پاهامون هم تو صندلِ کثیفو چرکو چوله؛
یه آقایی اومد ازمون دعوت کرد به عنوان مهمان بریم خونهشون و جوری احتراممون کرد که انگار
اشرافزاده و جزو خاندانِ درباری هستیم. #آخامامحسین.
شاید واستون باحال باشه که بدونید اکثر خونههای عراقی، قالی یا #فرش ندارن و ربطی هم به وضعیت مالیشون نداره. مثلا میبینی طرف بنز سواره ولی خونهش موکته. جالبه.
بعد تست این همه عطر، بلاخره امشب
بوی موردعلاقهمو پیدا کردم. مرسی امامحسین.
بسیار خب
کارخونهش رو میخرم، نه فوراً ولی حتما.
آیندهای بسازم که عطرهای قبلی جلویش زانو بزند.
و من شر حاسد اذا حسد🧿🧿.
بَچِّههِیئَتي
بسیار خب کارخونهش رو میخرم، نه فوراً ولی حتما. آیندهای بسازم که عطرهای قبلی جلویش زانو بزند. و م
فقط یه مشکلی هست..
از مارک و اسمش عکس گرفتم، اما عکس تاره💔💔💔💔.
درک کردم که:
[ وقتی آدم طرف تو حرکت میکنه
قدمایی ک میزاره برکت میکنه ] ینیچی.
حقاََ چقد تو عزیزی اباعبدالله.
قهوههای اینجا فقط بیدار نگهت نمیداره، دوباره زندهت میکنه.
اصلا ترکیب تلخی ِقهوه با شیرینی ِ#عشقامامحسین
ترکیب عجیبیه.