وسط شلوغی کار و پیچیدگی روح و روان یادم میوفته که امشب شبِ زیارتی توعه، حقیقتِ تلخِ دوریت به صورتم کوبیده میشه
و هی با خودم میگم کاش بیشتر به تو گِره میخوردم.
بَچِّههِیئَتي
یه #شبجمعهی دور از کربلا دیگه ..(:³⁶
یه #شبجمعهی دور از کربلا دیگه ..(:³⁷
هدایت شده از فراریِمسلحبهقلم
دارم مراحل عجیب و غریبی از نجف لازمی و دلتنگ بودن رو آنلاک میکنم که هیچوقت فکر نمیکردم تو این نقطه از زندگی بهشون برسم...