حس کردن نسیم نگاه امامحسن تو یه لول جداگونهای قشنگه. قلبم برات تو سینه تپیده آقای بامرام.
روضهخوان میخواند: [ مُنّو عَلَیَّ ] و نوکرت؟
زجه میزند.. زجه میزند.. زجه میزند.
الهی حرمله اتش بگیری؛
تو با آن تیر که پرتاب کردی، دل هر مادری را آب کردی..
به قبر کوچک میناب بنگر، تو این کودککُشی را باب کردی..
بَچِّههِیئَتي
خوندنش نیمساعت طول کشید ولی اندازهی یه #شبهشتم پاش گریه کردم. • کتابی از گفتگوی اسب حضرتعلياک
امشب با تیکههای این کتاب قلبم رو تیکه تیکه میکنم.