در ایام رسیدن کاروان اسرا به شام، دمشق غرق در شادی و سرور شد. ساکنان شهر به مانند اعیاد بر در و دیوار شهر پردههای دیبا آویخته بودند و به یکدیگر تبریک میگفتند و زنانشان دف میزدند و بر طبل میکوبیدند.
_ مقتلالحسین، جـلد² ، صفحهی⁶⁷.
هدایت شده از بَچِّههِیئَتي
داغی دگر افتاد به روی دل زینب، امّا
این ربابست که تازه شده داغ ِجگرش ...
* عمیقتربکن💔💔💔
برای روضه زنونهی فردا حلوا درست میکنن و خونه بوی حلوای ختم رقیهسادات ۜ رو گرفته. از شدت بغض برات گلو دردم.
18.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این دوبیت از اول صبح، همهی امروز منو روضه کرده.
دشداشه گرفتم برای اربعین و دلم میخواد شبیه اطفال دوساله بزارمش کنار بالشتم و تا صبح از ذوق خوابم نبره.
هیئت میرم، روضه میرم اما تا وقتی
که نیام تو حرمت، برات زاری کنم، این دلم
آروم نمیشه. آه ای غریبِ عزیزِ دلم؛ امامحسن.
به صندلی تکیه میدم و با فکر اینکه قراره
برسم نجف، هر ۵ دیقه یهبار لبخند میزنم.