کاراکال .
_
خسته ام مثل همانی که شبی عاشق شد ،
و سپس دید که یارش به رقیبان دل بست .
کاراکال .
_
یادم آمد گفته بودی مثل مجنون عاشقی ،
من به جرم جعل عنوان از تو شاکیام هنوز .
کاراکال .
_
من نمیمانم میان برزخ وصل و فراق ،
باید امشب یا ببوسم یا فراموشت کنم .
نبخشیدم چون دلم گناه داشت ، روح و روانم گناه داشت ، نبخشیدم چون گفته بودم بیشتر زخمیم نکن .
احمق مگه من گفتم آدم خوبیم که تو جمعتون همش بحث منه ، میشینید میگید این آدم بدیه .