هدایت شده از چاییِ دارچینی🏴
پس هرکسی که دوست داره در این کار خیر سهیم بشه بسم الله
کمک هاتون رو به شماره کارت زیر بزنین✨👇🏻
۵۸۹۴۶۳۱۱۱۵۵۳۶۷۱۶به نام حوا عرب کلو روی شماره کارت بزنین کپی میشه✨
《ثَقَلِین•¹²⁸》
مغبچه ای به هر طرف،میزنم به هر لاف و دف. بی خبرند زاهدان،نقش بخوان و لا تقل. #ثقلین #پستمشترک @ccom
این سنت خیلی قشنگه:)
چند تا ازدوستان و رفقامون،پیام دادن گفتن قصد داریم چند تاش رو توی جمع های یلداییمون بخونیم؛
حتی اگرمیتونیدیک حدیث بخونید،
خیلی قشنگه که به محفلتون،امیرالمومنین(ع)نظرکنند،
اگرنمیتونید اصلاتوی جمع بخونید،توی همین جمع هم سن و سالای خودتون،بگیدکه یک اتفاق جذاب افتاده شعر حافظ رو با احادیث علوی تطببق دادن و..
سال هابعدکه این رسم،سنت بشه،هرنفری که این کاررو انجام بده،به ازای هرنفر،شماثواب پیدامیکنید،چون شماهاباعث شدید که این سنت بیشتررواج پیداکنه✨
معلم بشید،معلم مکتب علوی،حدیث مولارویادبدیدکه والله مهمترووضروری تر ازعلمیه...
مَن عَلَّمَنی حَرفاً فَقَد صَیَّرَنی عَبداً عبارتی منسوب به امام علی(ع) است بهمعنای «هرکس که یک حرف به من بیاموزد، مرا بنده خود کرده است». این عبارت بر اهمیت مقام معلم و علمآموزی اشاره دارد و تعبیر بندگیِ شاگرد در برابر استاد در آن، کنایی است.
چه علمی برای یاددادن بهترازعلم علوی؟
یاعلی(ع)بگید،درحد۳۰ثانیه هم وقت نمیبره،اما محفلتون رو ملائک نظرمیکنند و پاداشتون رو هم یک جایی که خودتون و افزاد اون جمع گیرکردید،یکهویک دری باز میشه و حل میشه و این برکت این کاره..
حتی شایدانسان متوجه نشه گاهی اوقات چه خطرهایی ازسرش گذشته میشه:)
انشاءالله سیزده رجب،نجف مولا ببینمتون؛))))
@ccom_110_313
صوفی شهربین،چون که لقمه شهر میخورد؛
پاردمش درازباد،آن حیوان خوش علف:)
#ثقلین
#پستمشترک
@ccom_110_313
حافظ اگر قدم نهی،در ره خاندان به صدق؛
بدرقه ی راهت شود،همت شهنشه نجف:)
#ثقلین
#پستمشترک
@ccom_110_313
طالع اگر مدد دهد دامنش آورم به کف
گر بکشم زهی طرب ور بکشد زهی شرف
طرف کرم ز کس نبست این دل پرامید من
گر چه سخن همیبرد قصه من به هر طرف
از خم ابروی توام هیچ گشایشی نشد
وه که در این خیال کج عمر عزیز شد تلف
ابروی دوست کی شود دست کش خیال من
کس نزدهست از این کمان تیر مراد بر هدف
چند به ناز پرورم مهر بتان سنگ دل
یاد پدر نمیکنند این پسران ناخلف
من به خیال زاهدی گوشه نشین و طرفه آنک
مغبچهای ز هر طرف میزندم به چنگ و دف
بی خبرند زاهدان نقش بخوان و لا تقل
مست ریاست محتسب باده بده و لا تخف
صوفی شهر بین که چون لقمه شبهه میخورد
پاردمش دراز باد آن حیوان خوش علف
حافظ اگر قدم زنی در ره خاندان به صدق
بدرقه رهت شود همت شحنه نجف؛)
مَبروكمیلاداِمامُالبِرائه؛)
زكريا بن آدم (ره ) مى گويد: در محضر حضرت رضا(ع ) نشسته بودم ، ناگاه امام جواد (ع ) فرزند برومند آن حضرت را به حضورش آوردند، او در آن وقت كمتر از چهار سال داشت ، وقتى كه وارد شد، دستش را بر زمين زد وسرش را به طرف آسمان بلند نمود و مدت طولانى در فكر فرود رفت .
امام رضا (ع ) به فرزندش فرمود: (قربانت گردم ، چرا اين گونه در فكر غم گونه ، فرو رفته اى ؟!)
امام جواد (ع ) در پاسخ گفت : (به خاطر آن مصيبتهايى كه بر مادرم حضرت فاطمه زهرا (س ) وارد شد سوگند به خدا آن دو نفر را از قبر بيرون مى آورم سپس با آتش آنها را مى سوزانم ، و بعد خاكسترشان را به سوى دريا پراكنده مى سازم ) .
امام رضا (ع ) فرزندش را در آغوش گرفت و دلدارى داد و بين دو چشمش را بوسيد و فرمود: (پدر و مادرم به فدايت ، تو شايسته اين امر
(امامت ) هستى (1).
اسناد :
(1) دلائل الامامه طبرى ، مطابق نقل بيت الاحزان ، ص 156
#ثقلین
@ccom_110_313