eitaa logo
اندیشکده دیپلماسی تمدنی ایران(دتا)
119 دنبال‌کننده
97 عکس
4 ویدیو
19 فایل
🌐اندیشکده دیپلماسی تمدنی ایران نهادی اندیشه‌ورز برای تولید و تبیین رویکردهای نوین دیپلماسی مبتنی بر تمدن و هویت ایران اسلامی. 📝 با رویکرد گفت‌وگومحور، از یادداشت‌ها و پیشنهادهای پژوهشگران و فعالان این حوزه استقبال می‌کنیم. 📩 روابط عمومی: @cdi_iri_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
اندیشکده دیپلماسی تمدنی ایران(دتا)
💠انديشكده دتا(ديپلماسى تمدنى ايران)منتشر مى كند: 🔸تحول دكترين امنيتى امارات در سايه رويارويى با ايران ✍🏻محمدطاها ابراهيمى دبير انديشكده دتا 🔻رفتار امارات متحده عربی در بحران اخیر ایران–اسرائیل را نمی‌توان صرفاً در قالب هم‌سویی سیاسی با ایالات متحده یا اسرائیل یا حتی در چارچوب کلاسیک «موازنه‌گری در سیاست خارجی دولت‌های کوچک» توضیح داد؛ آنچه در حال وقوع است، یک تغییر تدریجی اما ساختاری در دکترین امنیتی و اقتصاد سیاسی امارات است که از مدل «تعادل‌گرایی اقتصادی و ژئوپلیتیک» به سمت «امنیتی‌سازی شبکه‌ای سیاست خارجی» در حال حرکت است. 🔻در الگوی پیشین، امارات تلاش می‌کرد با تفکیک حوزه اقتصاد و امنیت، از یک‌سو نقش هاب مالی و لجستیکی جهانی خود را حفظ کند و از سوی دیگر، هزینه‌های امنیتی را به چتر حمایتی ایالات متحده واگذار نماید؛ اما مجموعه تحولات چند سال اخیر نشان می‌دهد این تفکیک کارکردی دیگر پایدار نیست و امنیت به‌طور مستقیم درون منطق اقتصاد سیاسی این کشور ادغام شده است 🔻نقطه کانونی این تغییر، جابه‌جایی «ادراک تهدید» در سطح تصمیم‌سازی امارات است. تا پیش از تشدید درگیری‌های اخیر، ایران در دستگاه محاسباتی امارات بیشتر به‌عنوان یک تهدید بیرونی و قابل مدیریت در سطح منطقه‌ای تعریف می‌شد؛ تهدیدی که عمدتاً در قالب رقابت ژئوپلیتیک یا فشارهای غیرمستقیم قابل کنترل بود. اما مجموعه‌ای از حملات پهپادی و موشکی به زیرساخت‌های انرژی، حمل‌ونقل و مناطق اقتصادی در خلیج فارس از جمله اختلال در مسیرهای لجستیکی و تهدید علیه زیرساخت‌های حساس مرتبط با ابوظبی و فجیره باعث شد این تهدید از سطح «پیرامونی» به سطح «درونی‌شده در ساختار اقتصادی» ارتقا یابد. در ادبیات امنیتی، این وضعیت مصداق دقیق فرآیند «امنیتی‌سازی» است؛ یعنی تبدیل یک مسئله از سطح ریسک سیاسی به سطح تهدید وجودی برای بقا و کارکرد اقتصادی دولت. 🔻این تغییر ادراک تهدید، مستقیماً بر معماری تصمیم‌گیری در امارات اثر گذاشته است. برخلاف گذشته که سیاست امنیتی عمدتاً در سطح وزارت خارجه یا وزارت دفاع قابل تعریف بود، اکنون شاهد شکل‌گیری یک ساختار بین‌نهادی پیچیده هستیم که در آن شورای امنیت ملی، نهادهای اطلاعاتی، مدیریت زیرساخت‌های حیاتی (بندرها، انرژی، حمل‌ونقل هوایی) و حتی نهادهای مرتبط با امنیت سایبری به‌صورت هم‌پوشان عمل می‌کنند. این تحول نشان می‌دهد امنیت از یک حوزه مستقل به یک منطق فراگیر در سیاست‌گذاری اقتصادی و زیرساختی تبدیل شده است 🔻در همین چارچوب، نقش توافق‌های ابراهیم نیز اهمیت مضاعف پیدا می‌کند. این توافق‌ها صرفاً یک عادی‌سازی دیپلماتیک نبودند، بلکه به‌تدریج زیرساخت یک همگرایی امنیتی غیررسمی میان امارات، ایالات متحده و اسرائیل را ایجاد کردند که در حوزه‌هایی مانند پدافند چندلایه، تبادل اطلاعات تهدید، امنیت سایبری و حفاظت از زیرساخت‌های حیاتی نمود پیدا کرده است. نتیجه این همگرایی آن است که امارات در بحران اخیر نه صرفاً یک بازیگر منفعل در معرض تهدید، بلکه بخشی از شبکه پاسخ امنیتی منطقه‌ای تلقی می‌شود،وضعیتی که سطح درگیری آن را در معماری امنیتی خاورمیانه افزایش داده است 🔻در سطح اقتصاد سیاسی، آسیب‌پذیری ساختاری مدل توسعه امارات یکی از متغیرهای تعیین‌کننده این تغییر رفتار است. اقتصاد امارات بر سه ستون اصلی استوار است: هاب مالی (دبی)، هاب لجستیکی (بندر جبل علی و شبکه ترانزیت منطقه‌ای)، و هاب سرمایه‌گذاری و انرژی. این مدل به‌شدت به دو عامل وابسته است: پیش‌بینی‌پذیری امنیتی و جریان پایدار سرمایه خارجی. در چنین ساختاری، حتی اختلال محدود در امنیت منطقه‌ای به‌ویژه در مسیرهای دریایی مانند تنگه هرمز یا دریای سرخ می‌تواند به‌سرعت به افزایش هزینه بیمه، کاهش سرمایه‌گذاری و اختلال در زنجیره تأمین جهانی منجر شود. بنابراین تهدید ایران برای امارات صرفاً ماهیت نظامی ندارد، بلکه به‌صورت مستقیم به ریسک سیستمیک اقتصادی تبدیل می‌شود که بنیان مدل توسعه این کشور را تحت تأثیر قرار می‌دهد. 🔻در جمع‌بندی، رفتار جدید امارات را باید در سطح یک «گذار دکترین امنیتی» فهم کرد،این گذار از سه محور اصلی تغذیه می‌شود: درونی شدن تهدید امنیتی در زیرساخت اقتصادی کشور، ادغام در شبکه امنیتی آمریکا–اسرائیل پس از توافق‌های ابراهیم، و افزایش ساختاری آسیب‌پذیری مدل هاب‌محور اقتصاد سیاسی امارات. 🆔 @Cdi_iri تلگرام|روبیکا|اینستاگرام|ایتا|بله|ایکس🇮🇷
اندیشکده دیپلماسی تمدنی ایران(دتا)
💠انديشكده دتا(ديپلماسى تمدنى ايران)بررسى مى كند: 🔸انتخابات میان‌دوره‌ای ۲۰۲۶ آمریکا؛ کارکردها، الگوهای تاریخی و چشم‌انداز رقابت 🔻ساختار انتخابات میان‌دوره‌ای مستقیماً از طراحی اولیه نظام سیاسی آمریکا نشأت می‌گیرد. مجلس نمایندگان آمریکا ۴۳۵ کرسی دارد و تمامی این کرسی‌ها هر دو سال یک‌بار به رأی گذاشته می‌شوند. بنیان‌گذاران آمریکا این مجلس را به گونه‌ای طراحی کردند که بیشترین وابستگی را به افکار عمومی داشته باشد و سریع‌ترین واکنش را نسبت به تغییرات سیاسی و اجتماعی جامعه نشان دهد. در مقابل، سنا نهادی با ثبات بیشتر در نظر گرفته شد. هر سناتور برای دوره‌ای شش‌ساله انتخاب می‌شود، اما برای جلوگیری از تغییرات ناگهانی در ساختار قدرت، هر دو سال تنها حدود یک‌سوم کرسی‌های سنا در معرض رأی‌گیری قرار می‌گیرد. این تفاوت باعث شده است که سنا معمولاً از نوسانات سیاسی کوتاه‌مدت کمتر تأثیر بپذیرد و نقش یک عامل تثبیت‌کننده در نظام سیاسی آمریکا را ایفا کند. 🔻در انتخابات میان‌دوره‌ای سال ۲۰۲۶، تمام ۴۳۵ کرسی مجلس نمایندگان، ۳۴ کرسی سنا و ۳۶ فرمانداری ایالتی به رأی گذاشته خواهند شد. این گستردگی نشان می‌دهد که انتخابات میان‌دوره‌ای صرفاً یک رقابت برای کنگره نیست، بلکه نوعی بازآرایی سراسری قدرت در سراسر آمریکا محسوب می‌شود. نتیجه این انتخابات می‌تواند ترکیب نهادهای فدرال و ایالتی را به شکل گسترده‌ای تغییر دهد و مسیر سیاسی کشور را برای سال‌های آینده تحت تأثیر قرار دهد. 🔻یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های انتخابات میان‌دوره‌ای، الگوی تاریخی آن است. از سال ۱۸۶۲ تاکنون، حزب رئیس‌جمهور در ۳۷ مورد از ۳۹ انتخابات میان‌دوره‌ای مجلس نمایندگان کرسی از دست داده است. این یکی از پایدارترین و قابل‌اتکاترین الگوهای آماری در تاریخ سیاست آمریکا به شمار می‌رود. به‌طور متوسط، حزب مستقر در کاخ سفید در انتخابات میان‌دوره‌ای حدود ۲۶ تا ۲۸ کرسی مجلس نمایندگان را از دست می‌دهد. حتی در دوره‌هایی که رئیس‌جمهور از محبوبیت بالایی برخوردار بوده است، معمولاً بخشی از قدرت حزب او در کنگره کاهش یافته است. 🔻این روند صرفاً ناشی از نارضایتی از رئیس‌جمهور نیست، بلکه عوامل ساختاری متعددی در آن نقش دارند. نخستین عامل، تفاوت در میزان مشارکت انتخاباتی است. در انتخابات ریاست‌جمهوری معمولاً بین ۶۰ تا ۶۵ درصد واجدان شرایط رأی می‌دهند، اما در انتخابات میان‌دوره‌ای این میزان معمولاً به حدود ۴۰ تا ۴۷ درصد کاهش پیدا می‌کند. این کاهش مشارکت باعث می‌شود ترکیب رأی‌دهندگان تغییر کند. در انتخابات میان‌دوره‌ای معمولاً رأی‌دهندگان مسن‌تر، ثروتمندتر، سیاسی‌تر و دارای مشارکت مدنی بالاتر سهم بیشتری از آرای نهایی را تشکیل می‌دهند. 🔻عامل دوم، پدیده‌ای است که در ادبیات سیاسی آمریکا به عنوان «رأی تنبیهی» شناخته می‌شود. بسیاری از رأی‌دهندگان در میانه دوره ریاست‌جمهوری تمایل دارند نوعی تعادل در ساختار قدرت ایجاد کنند و از تمرکز بیش از حد قدرت در دست یک حزب جلوگیری نمایند. به همین دلیل حتی بخشی از رأی‌دهندگان مستقلی که در انتخابات ریاست‌جمهوری از رئیس‌جمهور حمایت کرده‌اند، ممکن است در انتخابات میان‌دوره‌ای به حزب مخالف رأی دهند. 🔻عامل سوم به میزان محبوبیت رئیس‌جمهور مربوط می‌شود. مطالعات آماری متعدد نشان داده‌اند که میان سطح محبوبیت رئیس‌جمهور و تعداد کرسی‌هایی که حزب او در انتخابات میان‌دوره‌ای از دست می‌دهد، رابطه مستقیمی وجود دارد. هرچه محبوبیت رئیس‌جمهور پایین‌تر باشد، احتمال شکست حزب او در انتخابات میان‌دوره‌ای افزایش پیدا می‌کند. 🔻انتخابات سال ۲۰۲۶ از چند جهت دارای اهمیت ویژه است. نخست آنکه اکثریت جمهوری‌خواهان در مجلس نمایندگان بسیار شکننده است. در حال حاضر جمهوری‌خواهان حدود ۲۲۲ کرسی و دموکرات‌ها حدود ۲۱۳ کرسی در اختیار دارند. این بدان معناست که دموکرات‌ها تنها با کسب حدود پنج کرسی اضافی می‌توانند کنترل مجلس نمایندگان را به دست آورند. از منظر تاریخی، چنین اکثریتی بسیار آسیب‌پذیر محسوب می‌شود. 🔻در سنا نیز وضعیت پیچیده‌تر است. در انتخابات ۲۰۲۶، ۳۴ کرسی سنا به رأی گذاشته خواهد شد. برخلاف مجلس نمایندگان که تغییر اکثریت در آن نسبتاً آسان‌تر است، سرنوشت سنا معمولاً به نتایج چند ایالت کلیدی گره می‌خورد. ایالت‌هایی مانند کارولینای شمالی، مین، اوهایو، تگزاس، آلاسکا و نبراسکا از هم‌اکنون به میدان‌های اصلی رقابت تبدیل شده‌اند. بسیاری از تحلیلگران معتقدند رقابت برای کنترل سنا در سال ۲۰۲۶ بسیار نزدیک‌تر و غیرقابل پیش‌بینی‌تر از آن چیزی است که در نگاه اول به نظر می‌رسد. 🆔️ @Cdi_iri تلگرام|روبیکا|اینستاگرام|ایتا|بله|ایکس🇮🇷
💠انديشكده دتا(ديپلماسى تمدنى ايران): 🔸الگوی تاریخی به سود مخالفان دولت 🔻تجربه بیش از یک قرن و نیم سیاست آمریکا نشان می‌دهد انتخابات میان‌دوره‌ای معمولاً به ضرر حزب مستقر در کاخ سفید تمام می‌شود. از سال ۱۸۶۲ تاکنون، حزب رئیس‌جمهور تنها در دو انتخابات میان‌دوره‌ای توانسته از کاهش کرسی‌های خود در مجلس نمایندگان جلوگیری کند؛ آماری که نشان می‌دهد نارضایتی یا خستگی سیاسی رأی‌دهندگان از حزب حاکم یک روند ساختاری در سیاست آمریکا است. 🆔️ @Cdi_iri تلگرام|روبیکا|اینستاگرام|ایتا|بله|ایکس🇮🇷
💠انديشكده دتا(ديپلماسى تمدنى ايران): 🔸تنها ۵ کرسی تا تغییر قدرت؛ دموکرات‌ها در آستانه بازپس‌گیری مجلس نمایندگان 🔻جمهوری‌خواهان در حال حاضر با اختلافی محدود کنترل مجلس نمایندگان را در اختیار دارند. با توجه به اینکه دموکرات‌ها تنها به چند کرسی برای تغییر اکثریت نیاز دارند، حتی تغییرات جزئی در افکار عمومی یا مشارکت رأی‌دهندگان می‌تواند ترکیب قدرت در این مجلس را دگرگون کند. به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران مجلس نمایندگان را مهم‌ترین میدان نبرد انتخابات ۲۰۲۶ می‌دانند. 🆔️ @Cdi_iri تلگرام|روبیکا|اینستاگرام|ایتا|بله|ایکس🇮🇷
اندیشکده دیپلماسی تمدنی ایران(دتا)
💠انديشكده دتا(ديپلماسى تمدنى ايران)منتشر مى كند: 🔸گزارش تحلیلی: چرا روسیه پیشنهاد انتقال اورانیوم غنی‌شده ایران را مكررا مطرح مى كند؟ 🔻پیشنهاد روسیه برای دریافت اورانیوم غنی‌شده ایران را نباید یک اقدام فنی ساده تلقی کرد. این پیشنهاد در واقع پاسخی به مهم‌ترین گره مذاکرات هسته‌ای در سال ۲۰۲۵ بود؛ یعنی نه اصل غنی‌سازی، بلکه حجم ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران. 🔻در ۱۱ ژوئن ۲۰۲۵، سرگئی ریابکوف، معاون وزیر خارجه روسیه، به‌طور رسمی اعلام کرد که مسکو آماده است «مواد هسته‌ای اضافی» ایران را دریافت کرده و آن را به سوخت نیروگاهی تبدیل کند. چند ساعت بعد، کرملین نیز این موضع را تأیید کرد و دیمیتری پسکوف گفت روسیه در صورت توافق طرف‌ها آماده اجرای عملی این طرح است. پنج روز بعد، در ۱۶ ژوئن، کرملین بار دیگر تأکید کرد که حاضر است اورانیوم غنی‌شده ایران را تحویل بگیرد و به عنوان میانجی در توافق احتمالی تهران و واشنگتن ایفای نقش کند. این حجم از تکرار در دیپلماسی روسیه اتفاقی نبود؛ زیرا مسکو احساس می‌کرد مذاکرات به نقطه‌ای رسیده که اختلاف اصلی بر سر «ذخایر موجود» است نه «حق غنی‌سازی». 🔻بر اساس گزارش‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، ایران در سال‌های اخیر حجم قابل توجهی اورانیوم با غنای ۶۰ درصد انباشت کرده است؛ سطحی که از نظر فنی بخش عمده مسیر رسیدن به غنای تسلیحاتی ۹۰ درصد را طی کرده است. به همین دلیل آمریکا حاضر نبود با حفظ این ذخایر در داخل ایران موافقت کند، در حالی که ایران نیز توقف کامل غنی‌سازی را خط قرمز خود می‌دانست. روسیه دقیقاً روی همین شکاف وارد شد و پیشنهاد کرد به جای نابودی ذخایر یا توقف غنی‌سازی، مواد موجود به خاک روسیه منتقل شوند. 🔻از منظر روسیه، این طرح چهار منفعت همزمان ایجاد می‌کرد. نخست، بن‌بست مذاکرات را می‌شکست. دوم، احتمال حمله نظامی اسرائیل یا آمریکا به تأسیسات هسته‌ای ایران را کاهش می‌داد. سوم، روسیه را به بازیگر غیرقابل حذف پرونده هسته‌ای ایران تبدیل می‌کرد. چهارم، مانع از ظهور یک ایرانِ دارای ظرفیت تسلیحاتی هسته‌ای در همسایگی جنوبی روسیه می‌شد. در واقع برخلاف تصور رایج، مسکو هرگز از تبدیل ایران به یک قدرت هسته‌ای نظامی استقبال نکرده است؛ زیرا چنین اتفاقی می‌تواند زنجیره‌ای از رقابت‌های هسته‌ای را در خاورمیانه فعال کند و عربستان، ترکیه و حتی برخی کشورهای دیگر را به سمت گزینه‌های مشابه سوق دهد؛ روندی که مستقیماً امنیت پیرامونی روسیه در قفقاز و آسیای مرکزی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. 🔻اما شاید مهم‌ترین انگیزه روسیه، کنترل اهرم هسته‌ای ایران باشد. در صورت اجرای این طرح، بخشی از ذخایر استراتژیک ایران به روسیه منتقل می‌شد و مسکو به تنها بازیگری تبدیل می‌شد که هم با تهران رابطه راهبردی دارد و هم به مواد حساس هسته‌ای ایران دسترسی فیزیکی پیدا می‌کند. این دقیقاً همان مدلی است که در برجام ۲۰۱۵ نیز تا حدی تجربه شد؛ زمانی که بخش عمده ذخایر اورانیوم ایران از کشور خارج شد و زمان گریز هسته‌ای ایران به بیش از یک سال افزایش یافت. روسیه می‌داند هرچه وابستگی چرخه سوخت هسته‌ای ایران به مسکو بیشتر شود، نفوذ راهبردی کرملین نیز افزایش خواهد یافت. 🔻از طرف دیگر، ایران نیز دلایل جدی برای احتیاط دارد. ذخایر اورانیوم غنی‌شده امروز مهم‌ترین ابزار چانه‌زنی تهران در مذاکرات هستند. انتقال آن‌ها به خارج از کشور، بخشی از قدرت مذاکره ایران را کاهش می‌دهد. علاوه بر این، در تهران همواره این نگرانی وجود داشته که در صورت تغییر شرایط سیاسی، روسیه بتواند از این ذخایر به عنوان اهرم فشار استفاده کند. به همین دلیل است که با وجود اعلام آمادگی چندباره روسیه در ژوئن ۲۰۲۵، تاکنون هیچ توافق نهایی برای انتقال اورانیوم ایران به خاک روسیه اعلام نشده است. 🔻در یک جمع‌بندی راهبردی، پیشنهاد روسیه را می‌توان یک معامله ژئوپلیتیکی دانست که پشت ظاهر فنی آن سه هدف بزرگ پنهان است: جلوگیری از جنگ، جلوگیری از هسته‌ای شدن ایران و تبدیل روسیه به مرکز ثقل هرگونه توافق آینده. به همین دلیل، اهمیت این پیشنهاد بسیار فراتر از چند صد کیلو یا چند تن اورانیوم غنی‌شده است؛ این طرح در واقع تلاشی برای تعیین این موضوع است که چه کسی کنترل پرونده هسته‌ای ایران را در دهه آینده در دست خواهد داشت 🆔️ @Cdi_iri تلگرام|روبیکا|اینستاگرام|ایتا|بله|ایکس🇮🇷
🔸خط قرمز پنهان مسکو: ظهور یک ایرانِ دارای سلاح هسته‌اى 🔻برخلاف تصور رایج، مسکو هرگز از تبدیل ایران به یک قدرت هسته‌ای نظامی استقبال نکرده است؛ زیرا چنین اتفاقی می‌تواند زنجیره‌ای از رقابت‌های هسته‌ای را در خاورمیانه فعال کند و عربستان، ترکیه و حتی برخی کشورهای دیگر را به سمت گزینه‌های مشابه سوق دهد؛ روندی که مستقیماً امنیت پیرامونی روسیه در قفقاز و آسیای مرکزی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. 🆔️ @Cdi_iri تلگرام|روبیکا|اینستاگرام|ایتا|بله|ایکس🇮🇷
🔸بر اساس تحلیل اندیشکده دتا؛ روسیه به دنبال تصاحب اهرم چانه‌زنی هسته‌ای ایران است 🔻شاید مهم‌ترین برداشت اندیشکده‌ دتا این باشد که روسیه در حال تلاش برای تبدیل «اورانیوم ایران» از یک ابزار بازدارندگی برای تهران به یک ابزار نفوذ برای مسکو است؛ یعنی همان ماده‌ای که امروز قدرت چانه‌زنی ایران را افزایش می‌دهد، فردا می‌تواند به عاملی برای افزایش قدرت چانه‌زنی روسیه تبدیل شود. 🆔️ @Cdi_iri تلگرام|روبیکا|اینستاگرام|ایتا|بله|ایکس🇮🇷
💬 اندیشکده دتا (دیپلماسی تمدنی ایران) برگزار می‌کند: ✅ سلسله نشست های زیر آتش دیپلماسی 📌موضوع: بررسی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در جنگ تحمیلی هشت ساله و مقایسه آن با جنگ تحمیلی سوم) 👤 سخنران: دکتر علیرضا کوهکن (دانشیار گروه روابط بین‌الملل دانشگاه علامه طباطبایی) 👤دبیر نشست: جناب آقای محمدعلی صدیقی (معاونت پژوهشی و راهبردی اندیشکده دتا) 🕰 زمان : چهارشنبه ۲۰ خرداد ماه ساعت ۱۶ در بستر اسکای روم 📍لینک جلسه: https://skyroom.online/ch/alifada/deta.shahed 🌐 اندیشکده دتا (دیپلماسی تمدنی ایران) 🆔️ @Cdi_iri تلگرام|روبیکا|اینستاگرام|ایتا|بله|ایکس🇮🇷