از خاطرِ عزیزان گردون سِتُرد ما را
هر کس به یادِ ما بود، از یاد بُرد ما را
#محمد_قهرمان
@chaame ⛱️
انسان به کندی تغییر میکند، به همان کندیای که بهار تبدیل به تابستان و تابستان تبدیل به پاییز و پاییز تبدیل به زمستان میشود. هرگز کسی نمیفهمد در کدام لحظه بهار تبدیل به تابستان میشود. یک روز صبح از خواب بیدار میشویم و حس میکنیم هوا گرم است. تابستان وقتی ما در «خواب» بودیم فرارسیده است.
📚 از #کتاب اگر خورشید بمیرد | نوشتۀ
#اوریانا_فلاچی
@chaame ☯️
پیری و طفلمزاجی به هم آمیختهایم
تا شب مرگ به آخر نرسد بازی ما
#صائب_تبریزی
@chaame ⛱️
و گفت: من همچو غرقهام در دریا که گاهگاه امید خلاص میدارم و گاه از خوف هلاک میترسم.
#تذکرة_الاولیاء_عطار
#حکایت
@chaame ⛱️
حالتم با دانهی تسبیح در ذکرش یکیست
هرکه نامَش بر زبان آرَد، برَد از جا مرا...
#مخلص_کاشانی
#مادرانه
@chaame 📢
نخلِ آهام، آبیارِ من گدازِ دل بس است
بحرِ رحمت گو مجوش و ابرِ احسان گو مبار
#بیدل_دهلوی
@chaame ⛵️
پیش از آنی که بخواهی از کنارت میروم
تا بدانی عذر ما را خواستن، کار تو نیست
#کاظم_بهمنی
@chaame ⛵️
برای زندهماندن،
دو خورشید لازم است؛
یکی در قلب،
دیگری در آسمان.
#نادر_ابراهیمی
@chaame ⛱️
#از_به
از دیروز تا حالا رهایم نکردهای، هرگز اینطور به این اندازه وحشی دوستت نداشتهام.
در آسمان شب، سپیدهدم بر فراز فرودگاه، در این شهر که دیگر در آن غریبهام.
زیر باران بر بندرگاه.. فراق تو هجران من است.
دیگر باید بخوابم، دارم چرت میزنم. کاش میشد فکرم را برایت بفرستم که یک روز تمام پر از تو بوده است.
برایم بنویس و تنهایم نگذار.
افکار بدی زلهام کرده بود؛ افکاری دلشورهآور.
بعضی لحظات مأیوس بودم. آخ عزیزم، چقدر به تو نیاز دارم. اما شیرینی کشداری داشت همهجا با خود بردنت، مثل شیرینی کشدار امشب که دارم از خواب و محبت توأمان میمیرم. میبوسمت عشقم،
طولانی، البته میگذارم نفس هم بکشی.
#آلبر_کامو
📬 نامه به ماریا
@chaame ⛵️