حرف دلم آن بود که با خلق نگفتم
بغضیست در این ابر، که بارانشدنی نیست
#حسین_دهلوی
@chaame ⛵️
نقل است که زمستانی بود در بازار نیشابور میرفت. غلامی دید با پیراهن تنها که از سرما میلرزید.
گفت: چرا با خواجه نگویی که از برای تو جبّهای سازد؟
گفت: چه گویم؟ او خود میداند و میبیند.
عبدالله را وقت خوش شد، نعرهای بِزد و بیهوش بیفتاد.
پس گفت: طریقت از این غلام آموزید.
#تذکرة_الاولیاء_عطار
#حکایت
@chaame ⛱️
و چون تو مرا دوست داری
دنیا بزرگتر
آسمان وسیعتر
دریا آبیتر
گنجشکها آزادتر
و من هزار بار زیباتر شدهام...
#سعاد_الصباح
@chaame ⛱️
روزی با خود فکر میکردم اگر او را با غریبهای ببینم، دنیا را به آتش میکشم!
اما امروز حاضر نیستم کبریتی روشن کنم تا ببینم او کجاست و چه میکند.
📚 از #کتاب ربهکا | نوشتۀ #دافنه_دوموریه
@chaame ☯️
گفتی چون جان رسد به لبت خواهم آمدن
بر لب رسید جان فگارم* نیامدی
#فروغی_بسطامی
*آزرده،خسته
@chaame 🌙⛱️
سال نو آمد غم بیهوده خوردن خوب نیست
می بخور وحشی خدا داند که در آینده چیست
#وحشی_بافقی
#روزنگار، ۱ ژانویه، آغاز سال نو میلادی
@chaame 🪐
ای دل پس از این انده بیهوده مخور
زین پیش غم بوده و نابوده مخور
جان میده و داد طمع و حرص مده
غممیخور و نان منتآلوده مخور
#عبید_زاکانی
#درنگ
@Chaame🪭
مباش بیخبر از درسِ بیثباتیِ عمر
که هر نفس ورقی زین کتاب میریزد
#بیدل_دهلوی
@chaame ⛵️
#از_به
اگر خدایی داری، او آگاه است که حاضرم تمام هستی و داراییام را بدهم تا باز دستت را روی صورتم حس کنم. من از چشمانتظاری و دوست داشتنت دست برنمیدارم، حتی در میانهٔ برهوت.
#آلبر_کامو
📬 نامه به ماریا
@chaame ⛵️
گه ره دیر و گهی راه حرم می پویم
مقصدم دیر و حرم نیست تو را می جویم
#هاتف_اصفهانی
@Chaame 🪭
آدمی به مرور آرام میگیرد، بزرگ میشود، بالغ میشود و پای اشتباهاتش میایستد. آنها را به گردن دیگران نمیاندازد و دنبال مقصر نمیگردد. گذشتهاش را قبول میکند، نادیدهاش نمیگیرد و اجازه میدهد هر چیزی که بوده در همان گذشته بماند.آدمی از یک جایی به بعد میفهمد که از حالا باید آیندهاش را از نو بسازد اما به نوعی دیگر. میفهمد که زندگی یک موهبت است، یک غنیمت است، یک نعمت است و نباید آن را فدای آدمهای بیمقدار کرد! اصلا از یک جایی به بعد حال آدم خودش خوب میشود.
📚 از #کتاب جای خالی سلوچ |نوشتهی
#محمود_دولتآبادی
@chaame ☯️