قبل از اینکه جنگ جمل آغاز شود،
عایشه لعنت الله علیها در بین اصحاب
بدنبال پیکی میگشت
تا بسوی امیرالمومنینعلیهالسلام بفرستد.
گفت: بگردید و کسی را پیدا کنید
که واقعا از علی متنفّر باشد!
گشتند و کسی را پیدا کردند که مدام
آرزوی کشتن حضرت را داشت.
عایشه لعنت الله علیها به او گفت: نامهام را
پیش علی ببر
اما حق نداری با او سخن بگویی!
از طعامش نیز نخور،
که تو را سحر و جادو میکند.
پیک به امیرالمؤمنینعلیهالسلام رسید
و نامه را تقدیم کرد.
حضرت فرمود:
آیا تو را برای این انتخاب نکرد
که از من متنفر بودی؟
آیا نگفت با من سخن نگویی؟
و اینکه از طعام من نخوری؟!
پیک گفت: درست است؛
اما اکنون که چنین سخنانی
از تو دیدم و شنیدم،
به تو ایمان آوردم.
امیرالمؤمنینعلیهالسلام فرمود:
برو به عایشه لعنت الله علیها بگو، علی میگوید:
چرا نصیحت خدا و رسول را
زیر پا گذاشتی و از خانه خارج شدی؟
و به طلحه و زبیر بگو، علی میگوید:
خوب زنان خود را در خانه نهادید؛
و زن رسول خدا را
در به در کوه و صحرا کردید!
پیک برگشت مطالب را گفت
و بسوی سپاه امیرالمومنین بازگشت.
عایشه لعنت الله علیها گفت: هرکسی را میفرستیم
علی فاسدش میکند!
بعدها آن شخص را دیدند
که در رکاب امیرالمومنینعلیهالسلام
در صفین شمشیر میزد و شهید شد...
بصائرالدرجات،ج۱،ص۲۴۳
#فضائل_مولا
@chamran_86
چه باک اگر همه رفتند و دورِ من خالیست
کسی که دار و ندارش علیست تنها نیست..
#محمد_سهرابی
@chamran_86
یک روز به دست تو نگاهش را دوخت
زیباییِ چشم آهو از آن روز است ...
@chamran_86
12.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به جای دخترکانت نشست پهلویت💔
#محمد_سهرابی
@chamran_86
محبوبِ من ..
در تاریخ برای بازگشت هیچ معشوقی
به اندازهی شما التماس نشده است ؛
- هِجر تو با ما کار خود را کرد.. برگرد :)