_chamran_
من کجا شام کجا زینب بی یار کجا 💔 #وفات_حضرت_معصومه چمران⁸⁶
ای سایه ی بالا سرِ خواهر، برادر!
ای جانِ از جانِ خودم بهتر، برادر!
خواهر همان احساس مادر بر برادر
دارم برایت می شوم مادر، برادر!
ای سوره چشمی بر منِ آیه بیانداز
یعنی نگاهی هم به همسایه بیانداز
یك بارِ دیگر بر سرم سایه بیانداز
بر خواهرانش سایه دارد هر برادر
چیزی به غیر از چشم تر دارم، ندارم
از گوشه ی زندان خبر دارم؟ ندارم
اصلاً نمی دانم پدر دارم-ندارم
دیدم كمالاتِ پدر را در برادر
از جانب زُلفت صبایی می فرستی؟
با التماس من دعایی می فرستی؟
دارالشِفای من دوایی می فرستی؟
افتاده ام در گوشه ی بستر، برادر!
این جا مسیرِ كوچه ها خوب است خوب است
وقتی نگاهِ مردها خوب است خوب است
حالا كه احوالِ رضا خوب است خوب است
از بس فنا گردیده ام من در برادر
در كوچه ها با حالِ بیمارم نبردند
وقتی رسیدم، سمتِ بازارم نبردند
این معجری را كه سرم دارم نبردند
این جا چه شأنی دارد این معجر، برادر!
ای كاش مرغی را كسی بی پَر نبیند
جسمِ برادر را كسی بی سر نبیند
هر كس ببیند كاش كه خواهر نبیند
افتاده روی تلِّ خاكستر برادر
نه تو جسارت دیده ای نه من جسارت
نه تو اسارت دیده ای نه من اسارت
نه تو به غارت رفته ای نه من به غارت
پس ما دو تا قربانِ آن خواهر-برادر
با نیزه ای تا شاه را از حال بردند
یك یك تماماً رو سوی اموال بردند
هر آن چه را كه بود در گودال بردند
تسبیح، عبا، عمامه، انگشتر، برادر!
#وفات_حضرت_معصومه
#علی_اکبر_لطیفیان
چمران⁸⁶
جانم حسین
نه کوه طور به گودال صحبت از ارنی”است
به رخ کشید که لن” در جوار من شدنی است
برون زده ز رگش در نبرد خون خدا
خداست آنکه یقین صاحب چنین بدنی است
سر است از همه عالم تن بدون سرش
امیر عالم امکان سر بدون تنی است
به بوریای شریف دهاتیان سوگند
که آرزوی هرآنکس که رفت بی کفنی است
بگو که گریه ی مرد افکن غلامانش
تمام زیر سر ناله های سرخ زنی است
بگو که ساکن اشکیم دائما،ابدا
بگو نگیر ز ما خرده،، هر که را وطنی است
کریم بانی این سفره کرم شده است
حسین گفتن ما رزق و روزی حسنی است
#حسین_واعظی
چمران⁸⁶
ترسم به وصل زنده شود حسرت فراق
برگشتنم ز کوی تو اصلا بعید نیست
بعد از وفات کس نکند بر تنم کفن
اجر غریب کمتر از اجر شهید نیست
#محمد_سهرابی
چمران⁸⁶
.
📝 بعضیها دیوانهی نجفند
تمثال به گردن دارند و انگشتری از دُر، توی اتاق، عکسِ نجف زدهاند. توی محل کار، زیرِ شیشه ی میز، عکس نجف جا کرده اند. خوابِ نجف می بینند.
ماهْ عسل می روند نجف. اسم پدرشان علی است. بچه دار هم که می شوند اسم پسرشان را می گذارند علی .
جلسه ی حدیث کسا دارند و هفتهشان از یکشنبه شروع میشود و پلاک خانهشان ۱۱۰ است و معمولا واحد ۱۳ زندگی میکنند. دلشان غنج می زند برای علی. حالتی دارند که بیا و ببین. هوا که خوب می شود می گویند: این ایام نجف می چسبد.نه؟ فامیل، که دورِ هم جمع می شوند یکهو می گویند: بیایید یک نادعلی بخوانیم بچه ها.
سید هم باشند مویشان گره میخورد به حضرت زهرا. حساسیتشان به این بانو زبانزد شده. همه دیگر فهمیده اند. شاعرها مراعاتِ قلبشان را می کنند. نوحه خوان ها هزار بار ازشان معذرت می خواهند.
توی فامیلشان اسم همه ی دخترها یا ریحانه ست یا کوثر یا محدثه. اسم مادرهایشان هم یا صدیقه خانم است و یا طاهره خانم.
با ترکیب نام فاطمه و علی مست میشوند و هرجا اسم این دو را میشنوند هووو میکشند. خلاصه خیلی کاری به کارشان نداشته باشیم، اینها با ما فرق دارند، اینها جسمشان میان ماست ولی روحشان بین نجف و مدینه هروله دارد. اینها دیوانهاند، اینها علی دوست و فاطمه مدارند، اینها عاشقند.
چمران⁸⁶
از ابتدای هفته فقط آه می کِشیم
ما هر سهشنبه ناله ی جانکاه می کِشیم
هِی جمعه روی جمعه تلنبار می شود...
دردِ فراق را همه ی ماه می کِشیم
گاهی عتابِ تو به صلاحِ دوامِ ماست
ما انتظار سیلیِ گَهگاه می کِشیم
ما از تبِ وصال..،توان کَسب می کنیم
یک کوه را به قدر پرِ کاه می کِشیم
باید به زور..،گریه از این "چشم"ها گرفت
با دست خویش آب از این "چاه" می کشیم
شرط عروج بنده به بُغضِ پگاهِ اوست
خود را به سمت اشکِ سحرگاه می کِشیم
هرکس دلیل قدِّ خمم را سوال کرد
گفتیم بارِ نوکری شاه می کِشیم
این اعتقادِ ماست..،که دلخواه فاطمه است
در روضه هرچه ناله ی دلخواه می کِشیم
آقا!قسمِ به عُمرِ کم مادرِ شما...
ناز تو را در این دمِ کوتاه می کِشیم
در کوچه گوشواره ی مادر شکسته شد...
ما هرچه می کِشیم از آن راه می کشیم
#شعر_مناجات_امام_زمان
#بردیا_محمدی
چمران⁸⁶
13.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گم کرده ام جواهر خود را در موج خون
زینب بیا به همت هم جست و جو کنیم
چمران⁸⁶
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جانم حاج محمود ❤️
یادتون نره الان توی هیئت اولویت
اصلی باید مسئله فلسطین باشه 🇵🇸
چمران⁸⁶