ترسم به وصل زنده شود حسرت فراق
برگشتنم ز کوی تو اصلا بعید نیست
بعد از وفات کس نکند بر تنم کفن
اجر غریب کمتر از اجر شهید نیست
#محمد_سهرابی
چمران⁸⁶
.
📝 بعضیها دیوانهی نجفند
تمثال به گردن دارند و انگشتری از دُر، توی اتاق، عکسِ نجف زدهاند. توی محل کار، زیرِ شیشه ی میز، عکس نجف جا کرده اند. خوابِ نجف می بینند.
ماهْ عسل می روند نجف. اسم پدرشان علی است. بچه دار هم که می شوند اسم پسرشان را می گذارند علی .
جلسه ی حدیث کسا دارند و هفتهشان از یکشنبه شروع میشود و پلاک خانهشان ۱۱۰ است و معمولا واحد ۱۳ زندگی میکنند. دلشان غنج می زند برای علی. حالتی دارند که بیا و ببین. هوا که خوب می شود می گویند: این ایام نجف می چسبد.نه؟ فامیل، که دورِ هم جمع می شوند یکهو می گویند: بیایید یک نادعلی بخوانیم بچه ها.
سید هم باشند مویشان گره میخورد به حضرت زهرا. حساسیتشان به این بانو زبانزد شده. همه دیگر فهمیده اند. شاعرها مراعاتِ قلبشان را می کنند. نوحه خوان ها هزار بار ازشان معذرت می خواهند.
توی فامیلشان اسم همه ی دخترها یا ریحانه ست یا کوثر یا محدثه. اسم مادرهایشان هم یا صدیقه خانم است و یا طاهره خانم.
با ترکیب نام فاطمه و علی مست میشوند و هرجا اسم این دو را میشنوند هووو میکشند. خلاصه خیلی کاری به کارشان نداشته باشیم، اینها با ما فرق دارند، اینها جسمشان میان ماست ولی روحشان بین نجف و مدینه هروله دارد. اینها دیوانهاند، اینها علی دوست و فاطمه مدارند، اینها عاشقند.
چمران⁸⁶
از ابتدای هفته فقط آه می کِشیم
ما هر سهشنبه ناله ی جانکاه می کِشیم
هِی جمعه روی جمعه تلنبار می شود...
دردِ فراق را همه ی ماه می کِشیم
گاهی عتابِ تو به صلاحِ دوامِ ماست
ما انتظار سیلیِ گَهگاه می کِشیم
ما از تبِ وصال..،توان کَسب می کنیم
یک کوه را به قدر پرِ کاه می کِشیم
باید به زور..،گریه از این "چشم"ها گرفت
با دست خویش آب از این "چاه" می کشیم
شرط عروج بنده به بُغضِ پگاهِ اوست
خود را به سمت اشکِ سحرگاه می کِشیم
هرکس دلیل قدِّ خمم را سوال کرد
گفتیم بارِ نوکری شاه می کِشیم
این اعتقادِ ماست..،که دلخواه فاطمه است
در روضه هرچه ناله ی دلخواه می کِشیم
آقا!قسمِ به عُمرِ کم مادرِ شما...
ناز تو را در این دمِ کوتاه می کِشیم
در کوچه گوشواره ی مادر شکسته شد...
ما هرچه می کِشیم از آن راه می کشیم
#شعر_مناجات_امام_زمان
#بردیا_محمدی
چمران⁸⁶
13.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گم کرده ام جواهر خود را در موج خون
زینب بیا به همت هم جست و جو کنیم
چمران⁸⁶
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جانم حاج محمود ❤️
یادتون نره الان توی هیئت اولویت
اصلی باید مسئله فلسطین باشه 🇵🇸
چمران⁸⁶
_chamran_
ولی داغ رضا مونده تو سینه💔 #شب_شهادت_حضرت_معصومه #ابراهیم_زیاد_زاده
دو هفته گذشته ولی هنوزش برای من روضه هاش تموم نشده...
_chamran_
ولی اندازه تو زخم ندارم زهرا...💔 چمران⁸⁶
تو زمین گیری و من بی کس و یارم زهرا
خوب بنگر گره افتاده به کارم زهرا
چقدر پیر شدی خانم هجده ساله
حق بده تاب ندارد دل زارم زهرا
خانه ام مقتل تو بوده و من شاهد قتل
با چه رو پای در این خانه گذارم زهرا ؟
همدم چاهمو هم صحبت نخلستانم
بسکه آزرده از این شهر و دیارم زهرا
مرد خیبر جلوی بسترت افتاده زمین
بعد تو کاش منم جان بسپارم زهرا
من صف اول هر غزوه به میدان رفتم
ولی اندازه ی تو زخم ندارم زهرا
یک دل سیر بگو هر چه دلت میخواهد
یک دل سیر برای تو ببارم زهرا
تو قدت خم شده یا چشم علی دید خطا؟
خجل از قد تو با دیده ی تارم زهرا
کفنت را جلوی چشم علی باز نکن
که در آورده عزای تو دمارم زهرا
شب به شب مجلس ختمیست،خصوصی اما
نه سر قبر تو … بالای مزارم زهرا
#علیرضا_وفایی (خیال)
چمران⁸⁶
درد عشق
همه َش براى خودت، آبرو به ما ندهید
غذا زیادتر از جنبه یِ گدا ندهید
به درد عشق رسیدن، دو سوم قرب است
هزار درد که دادید، پس دوا ندهید
میان درد دَواى مرا قرار بده
که زندگى نمی ارزد اگر بلا ندهید
محل گذاشتى و بى محلى ات کردیم
ازین به بعد بیایید رو به ما ندهید
به سینه یِ منِ محتاج دست رد بزنید
ولى حواله یِ من را به ناکجا ندهید
نداشتن، برکت داشت ضایعش کردیم
از این به بعد به نااهل فقر را ندهید
مرا به دردسر انداخت بى خدا بودن
به عبدِ غیر، خدا را تو را خدا ندهید
برای سوخته فرقى نمی کند اصلاً
که آخرش بدهیدش جواب یا ندهید
چو طفل سر به هوا شد،دواش تنبیه است
به من که سر به هوایم دو شب غذا ندهید
در اختیار کسى نیست گریه، دست شماست
نمی دهند به ما گریه تا شما ندهید
جهنم است بهشتى که آتشم نزند
به جان فاطمه از این بهشت ها ندهید
بیایید نامه ما را نخوانده پاره کنید
بیایید نامه ما را به مرتضى ندهید
اگر بناى تو این است عده اى نروند
از این به بعد به ما نیز کربلا ندهید
#علی_اکبر_لطیفیان
#شعر_مناجات_سیدالشهداء
#شب_جمعه
چمران⁸⁶
هر روز غصه های دلم بیشتر شود
شب بی وصال یار، چه غمگین سحر شود
یا رب روا مدار که این طفل نابلد
دور از امام خویش، چنین در به در شود
نگذار مثل این همه ایامِ طی شده
این چند سالِ آخر عمرم هدر شود
تکرار بی حیایی من شد دلیل، اگر
روی لبم دعای فرج بی اثر شود
وای از دل شکسته ی مهدیِ فاطمه
وقتی که از معاصی ما باخبر شود
ظرف سیاه قلب مرا اینچنین نبین
یک روز آخر از کرم دوست، زر شود
جان ها فدای آن نفسی که امام عصر
گریان برای روضه ی دیوار و در شود
ملعونِ دومی به معاویه شرح داد
جوری به در زدم که علی خونجگر شود
باید چگونه جمع شود تکه تکه اش
آیینه که زمین بخورد دردسر شود
#محمد_جواد_شیرازی
#شعر_مناجات_امام_زمان
چمران⁸⁶