eitaa logo
_chamran_
269 دنبال‌کننده
326 عکس
914 ویدیو
19 فایل
چه زیباست که در این موهبت بزرگ الهی که نامش غم و درد است،شیعه تمام عیار علی شدن .. { آقا مصطفی } راه ارتباطی با مدیر 👈 @chamran_6 ناشناس👇 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1h76rsz&btn=برقرار
مشاهده در ایتا
دانلود
نام او را بر زبان آور حلاوت را ببین خاکبوس آستانش باش عزت را ببین در جهان فانی ما نیست خیری بی حسین نان خور شاه شهیدان باش، برکت را ببین گر چه خیلی بی وفایی دید اما باز هم دستگیری میکند از ما مروت را ببین معصیت میگیرد و خوبی به جایش می دهد در ازای قطره اشکی، تجارت را ببین راه من سوی تباهی بود سوی او نبود ناگهان چشمم به پرچم خورد، قسمت را ببین نوکر عاصی او گر راهی دوزخ شود زود بانگی می رسد برگرد حضرت را ببین در جهانی که همه از پشت خنجر می زنند سِیر در سینه زنانش کن رفاقت را ببین اینقدر دریا و دشت و کوه را زیبا مخوان در حریم او قدم بگذار جنت را ببین حُرِّ بی او را تصور کن هلاکت را نگر حُرِّ با او را تصور کن شهادت را ببین روز محشر که بیاید روضه خوان او خداست اشک ریزش مادرش زهراست، هیئت را ببین تحت امرش بود باران و برای جرعه ای منت از دشمن کشید اوج مصیبت را ببین روی محتاجان همیشه باز بود آغوش او نیزه ها را هم پذیرا شد سخاوت را ببین ساربان با اینکه دیر آمد به دیدارش ولی دست پر برگشت از مقتل کرامت را ببین آه بعد از بوسه شمشیرها بر صورتش دخترش نشناخت بابا را جراحت را ببین چمران⁸⁶
_chamran_
عشق تکرار آدم و حواست سیب ممنوعه بهشت خداست عشق یک واژه جدیدی نیست سرنوشت قدیمی دنیاست مثل یک ماه اول ماه است گاه پیدا و گاه نا پیداست نسل ما نسل عاشق اند اصلاً عاشقی شغل خانواده ماست عشق مشق شب بزرگان است مثل سجاده ای که رو به خداست مشق این روزگار اباالفضل است صد و سی و سه بار اباالفضل است آسمان جلوه ای اگر دارد از نماز شب قمر دارد شب میلاد تو همه دیدند نخل ام البنین ثمر دارد آمدی و حسین قادر نیست از نگاه تو چشم بر دارد كوری چشم ابتران حسود چقدر فاطمه پسر دارد ای رشید علی نظر نخوری شهر چشمان خیره سر دارد باب حاجات ، كعبه ی خیرات بر تو و قد و قامتت صلوات ای نسیم پر از بهار علی ماه در گردش مدار علی چقدر مشكل است تشخیصت تا كه تو می رسی كنار علی با تو یك رنگ دیگری دارد شجره نامه ی تبار علی دومین حیدر ابوطالب صاحب غیرت و وقار علی به شما میرسد ذخیره ی طف همه ی ارث ذوالفقار علی ای علمدار و سر پناه حسین حضرت حمزه ی سپاه حسین خشکسال قدیم دنیا من جستجوهای پشت دریا من تو بر این خاكها بكش دستی اگر این خاك زر نشد با من سر سال است مرد مسكینم مكش از دست خالیم دامن چقدر فاصله است ای دریا از مقام ظهور تو تا من تو بزرگ قبیله ی آبی تو غدیری ، فراتی اما من خشكسالم ، كویر بی آبم روزگاری است تشنه میخوابم كمرت جایگاه شمشیر است لب تو جایگاه تكبیر است سر ما را بزن همین امروز صبح فردا برای ما دیر است هیچ كس رو به روت نیست مگر آن كسی كه ز جان خود سیر است سیزده ساله حیدری كردی پسر شیر بیشه هم شیر است گیرم افتاده است روی زمین دست تو باز هم علمگیر است پسر شاه لافتی عباس ای جوانی مرتضی عباس از نگاه كبوتری وارم به مقام تو غبطه میبارم سر من را اگر بگیری باز به دو ابروی تو بدهكارم ارمنی هم اگر حساب كنی دست از تو بر نمی دارم بده آن مشك پاره ی خود را تا برای خودم نگهدارم بی سبب نیست گریه ی چشمم حسرت صبح علقمه دارم با تمامی شور و احساسم آرزومند كف العباسم زلف ما را ز مشك وا نكیند لب ما را از آن جدا نكنید پای ما را به جان خالی مشك در حریم فرات وا نكنید دست بر زیرتان نمی آرد آبها این همه دعا نكنید تیرها روی این تن زخمی خودتان را به زور جا نكنید تازه طفل رباب خوابیده جان آقا سر و صدا نكنید تا كه از مشك پاره آب چكید رنگ از چهره ی رباب پرید چمران⁸⁶
20.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شد کار و بار مردم بی دست و پا درست❤️ چمران⁸⁶
_chamran_
ای سرت در خیل سرها سربلند زآن بلندی بر من سائل بخند من شریک گریه های زینبم من فراتی خسته و جان بر لبم شرمسارم از خروش و جوش خود می کشم بار گنه بر دوش خود بعد تو ماندن گناه اکبر است زین گنه خواندن گناهی دیگر است بعد تو باید که افتاد و شکست چون عمود خیمه ات از پا نشست جان به لب آمد لب شطّ فرات «معنی» از دستش نمی ریزد دوات در حقیقت جزء با کل واصل است شیربچه نیز شیر کامل است شیر شیر است و نمی گنجد به وهم لیک هر کس می برد از شیر سهم تا علی کار پیمبر می کند پور حیدر کار حیدر می کند چمران⁸⁶
تو يوسف ليلا و زليخاي تو عالم جا دارد اگر خاك شود پاي تو عالم چمران⁸⁶
22.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‌«لب ما و قصهٔ زلف تو؟ چه توهمی، چه حکایتی! تو و سر زدن به خیال ما؛ چه ترحمی، چه عنایتی...» چمران⁸⁶
امروز جمعه است، ولی نه از اون جمعه‌هایی که تعطیله. امروز از ستارخان و باقرخان و میرزا کوچک جنگلی تا دخترکاپشن صورتی چشمشون به ماست. امروز همه‌ی آدمایی که توی قحطی بزرگ به دست بریتانیا کشته شدن، همه‌ی مشروطه‌چیا، همه‌ی کسایی که قلبشون با خوندن ترکمن‌چای ریش ریش شد، همه‌ی اونایی که برای وطن جنگیدن، همه‌ی اونایی که از چنگیز مغول نفرت دارن چشمشون به ماست. ما برای بالا موندن این پرچم به وسعت برگ‌برگ تاریخ خون دادیم. ما بیش‌تر از هر کشور دیگه‌ای برای استقلال‌مون جنگیدیم، ما مردم ایرانی هستیم که با خون دل به امروز رسیدیم. من مطمئنم از امیر کبیر تا مصدق تا تک‌تک جوونایی که رفتن روی سیم‌خاردار که یه وجب از خاک میهن دست اجنبی نیفته همه چشمشون به ماست که دشمن‌شاد نشیم. ایران، برای ما حکایت لالایی بچگیامونه، حکایت غم اون کارگریه که دستش پینه بسته ولی سرش بالاست که کسی نمیتونه بهش نگاه چپ کنه، ایران همه چیز ماست، وطن ناموسه و ما برای ناموسمون جون می‌دیم. رای که چیزی نیست. چمران⁸⁶
هدایت شده از قرارگاه فرهنگی محیی
خواستند یوسف را بکشند، فقط یک نفر رای به نکشتنش داد و حرف او اثر گذاشت و یوسف زنده ماند و عزیز مصر شد. 📌 پس رأی دادن تاثیر داره حتی یک نفر...