eitaa logo
_chamran_
268 دنبال‌کننده
326 عکس
914 ویدیو
19 فایل
چه زیباست که در این موهبت بزرگ الهی که نامش غم و درد است،شیعه تمام عیار علی شدن .. { آقا مصطفی } راه ارتباطی با مدیر 👈 @chamran_6 ناشناس👇 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1h76rsz&btn=برقرار
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از 🇮🇷 [سِد علی]
شیعه‌ای که غاصب حق امیرالمومنین و قاتل حضرت فاطمه سلام‌الله علیها را نمی‌شناسد و بغض او را در دلش نمی‌پروراند، وحدت را نفهمیده است و شیعه‌ای که ظلم را «جریان» نمی‌بیند و ظالم را محدود در سه نفر می‌داند، برائت را.
قسم به قلبی که موقع شنیدن اسمت با تپش می‌تپه دوست دارم مولا❤️‍🔥 @chamran_86
چسان توقع کنم به محشر که پاک بینم خیال او را گناه کردم که با دلی خون خیال کردم جمال او را شکسته بالی و خسته حالی نداد کامم نبرد پیشم سراسر آغوش محض گشتم، بغل نکردم وصال او را @chamran_86
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
غم رفت شادی باز از راه رسیده (شادیم به شادی اهل بیت❤️) مکتب_شهدا @chamran_86
باران منو یاد تو میندازه...
میان این همه واژه، میان جمعِ ضمائر دلم هوای "تو" کرده "شما" که بسیار است... @chamran_86
تولدت مبارک آقای روضه خون🙃💔
◾️مولا اشاره‌ای نمود و حافظ قرآن شد! سعد خفّاف مى‏گويد: به زاذان گفتم: تو قرآن را خوب تلاوت مى‏كنى، چگونه ياد گرفتى؟ تبسمى كرد و گفت: روزى امير المؤمنين سلام اللّه علیه از كنار من گذشت و من شعر مى‏خواندم و اخلاق خوبى داشتم. از صدايم خوشش آمد. فرمود: اى زاذان! چرا قرآن حفظ نكرده‏اى؟ گفتم: بيش از دو سوره كه در نماز مى‏خوانم، از قرآن چيزى نمى‏دانم. فرمود: نزديك بيا. پس نزديك او رفتم. در گوشم چيزهايى گفت كه نفهميدم چيست. سپس فرمود: «دهانت را باز كن، از آب دهان‏ مبارك خود در دهان من انداخت» به خدا سوگند وقتى كه از كنار او برخاستم تمام قرآن‏ را با اعرابش حفظ بودم، بعد از آن هيچ مشكلى نداشتم كه از آن بپرسم. سعد مى‏گويد: داستان زاذان را براى امام باقر سلام اللّه علیه نقل كردم فرمود: زاذان راست مى‏گويد: حضرت على سلام اللّه علیه با اسم اعظمى كه هيچ وقت رد نمى‏شود، براى زاذان دعا نمود. پ‌ن: علی الظاهر زاذان ایرانی بوده و اهل قزوین 📚الخرائج وجرائح ۱/۹۵ @chamran_86
روزگارم با غلامىِ "على" سَر می‌شود هر که را دیدم على را دیده، نوکر می‌شود بنده‌زاده بنده‌اى دارم که دارد مثل من چاکرى از چاکران کوى حیدر می‌شود جاى آن دارد بگیرم حلقه‌ی دارَش کنم حلقه‌اى را که زِ گوش بندگى دَر می‌شود شأن او را نه قلم کافی‌ست، نه دفتر، نه فهم شأن سلمانش فقط صد جلد دفتر می‌شود نَفْس مثل خیبر است و هیچکس فَتّاح نیست فتح این قلعه فقط با دست حیدر می‌شود از همینجا می‌شود فهمید - با مهر على- عاقبت این عاقبت‌ها خیر یا شَر می‌شود محضر "یادعلى" و محضر "نادعلى" هر که آدم می‌شود از این دو محضر می‌شود قدر زَر زرگر شناسد، قدر "زهرا" را "على" علتش این است داماد پَیَمبَر می‌شود بیشتر کار برادر را برادر می‌کند حق بده پس با تو پیغمبر برادر می‌شود کار خیر ما کنار حُبّ تو می‌ایستد دو برابر، سه برابر…. صد برابر می‌شود معجزات چشم‌هایت خلق صاحب معجزه‌ست دُل دُلت رَد می‌شود، سنگ همه زَر می‌شود تو میان خانه هم باشى همه ذِبح توأند تو به خیبر هم نیایى، فتح خیبر می‌شود طفل خود را بر سر شانه نجف آورده‌ام کودک است امروز, در آینده قَنبر می‌شود این زمین خاصیتش این است قیمت می‌دهد سنگ را اینجا بیندازند گوهر می‌شود زان طرف سنگ نشانى هم ندارد "فاطمه" زین طرف دارد کف صحن تو مَرمَر می‌شود “باز با…..” نه , باز اینجا با کبوتر می‌پرد شاه اینجا همنشین چند نوکر می‌شود حال من چون حال بیماری‌ست زیر دستِ تو هر چه بدتر می‌شود انگار بهتر می‌شود… @chamran_86