بابام گفت دختر فلانی خیلی دختر خوبیه بیا بریم خواستگاریش کنیم برات، گفتم بابا یک سال از من بزرگتره ها!
گفت عیب نداره سال دیگه هم سنت میشه!😐😂
•‹ 𝗝𝐨𝐢𝐧 ›• ⇨ @chandch
هفته پیش وارد یک رابطه عاشقانه شدم، ولی خب کسی داخلش نبود خارج شدم.😂
•‹ 𝗝𝐨𝐢𝐧 ›• ⇨ @chandch
هدایت شده از تبلیغات گسترده منتخب
50 مدل غذای نونی خوشمزه 😋
60 مدل غذای بدون گوشت خوشمزه 🥙
35 مدل غذای بدون برنج خوشمزه🌮
40 مدل غذای فوری ۳۰ دقیقه ای 🌯
30 مدل کیک بدون فر🍰
25 مدل دسر 10 دقیقه ای 🍮
گلچینی از غذاهای فوری بدون خرج 😍👇🏻
https://eitaa.com/joinchat/611909760Ca2fd5017ae
هدایت شده از دردونه( ارسال رایگان)
خانمایی که همسرای نون خور دارن و زیاد اهل برنج نیستن بیان آموزش 50 جور غذای نونی و خوش خوراک گزاشتم 👇🏼😋🫔🌮🥪🧆
https://eitaa.com/joinchat/611909760Ca2fd5017ae
گـرگ بـاش...
همیـن دیگه گرگ بـاش!
خدا شاهده منم از یجا خوندم
گفتم حتما خوبه به شمام گفتم...
اصلا به من چه...
میخوای برو مرغ باش گرونم که هست.😐😂
•‹ 𝗝𝐨𝐢𝐧 ›• ⇨ @chandch
هدایت شده از دردونه( ارسال رایگان)
من #سیاوش پسری که داخل ی خانوادهی نسبتا فقیر بزرگ شدم.
هرچی یادم میاد پدرم معتاد بود و مادرم بیمار و ی خواهر که پاهاش مشکل داشت بخاطر همین از همون بچگی مجبور بودم هم کار کنم و هم درس بخونم الان سال اخر دبیرستانم و شاگرد مکانیکیم هستم، و ی رویا دارم به اسم دانشگاه! آرزو دارم پرستار بشم ...
میخوام درس بخونم تا خانوادهم رو از دست این همه بدبختی و پدر معتادم نجات بدم.
توی همین روزهای سخت، یدفعه به خودم اومدم دیدم دلبستهی دختری به نام مهتاب شدم... دختری که پدرش میخواد به زور شوهرش بده! روز اعلام نتایج کنکور، با خوشحالی رفتم پیش مهتاب که خبر قبولیمو بهش بدم اما با یه خبر هولناک روبرو شدم خبری که با شنیدنش دنیا تو سرم آخر شد پدرم و مهتاب...😱😢👇🏻
https://eitaa.com/joinchat/3247767616C734c66921f
بیچاره پسره نابود میشه😢
امروز حال روحیم بد بود رفیقم با شیرکاکائو و پفک اومد پیشم
حال روحیم اوکی شد، الان حال جسمیمم بده😂😂😂😂😂
تو اتوبان به بابام گفتم کاربرد راهنما چیه؟
گف واسه پیچیدن و کنار زدن
گفتم آفرین، تو ک بلدی چرا استفاده نمیکنی؟
برا اولین بار راهنما زد پیادم کردو مثه .... کتکم زد 😂😂
•‹ 𝗝𝐨𝐢𝐧 ›• ⇨ @chandch
هدایت شده از تبلیغات گسترده منتخب
#داستان_وجدان
سلام دوستان من شغلم پرستاری بود و بعد از 34 سال میخام عجیب و بزرگترین راز زندگیمو بگم :
مردی 52 سالم که به تازگی بازنشست شدم....
34 سال پیش خانواده ای به سراغم آمدن و با دادن رشوه ی زیادی خواستن که وقتی تخت بغلیشون بچشو به دنیا آورد با بچه ی خودشون که اون هم همزمان با آنها به دنیا میومد جابه جا کنم، اولش مخالفت کردم و برام عجیب بود که همچین خواسته ای دارن تا اینکه یه شب...👇🏻
https://eitaa.com/joinchat/1878458472C6390b39c1a
هدایت شده از دردونه( ارسال رایگان)
نامزدم اومده بود خونمون هعی یه لبخند هر دو سه دقیقه یه بار میومد رو لباش فک کردم دوستاشن که ول نمیکنه گوشی لامصبُ رفتم بالا سرش دیدم تویه کانالی به نام اعترافات خودمونی میگرده فهمیدم همه چیز سر این کاناله که لبخند اورده رو لبای قشنگش : )
https://eitaa.com/joinchat/1878458472C6390b39c1a