هدایت شده از دردونه( ارسال رایگان)
نامزدم اومده بود خونمون هعی یه لبخند هر دو سه دقیقه یه بار میومد رو لباش فک کردم دوستاشن که ول نمیکنه گوشی لامصبُ رفتم بالا سرش دیدم تویه کانالی به نام اعترافات خودمونی میگرده فهمیدم همه چیز سر این کاناله که لبخند اورده رو لبای قشنگش : )
https://eitaa.com/joinchat/1878458472C6390b39c1a
ولی ما ایرانیا
کلی پتوی مسافرتی داریم
که یه بار هم مسافرت نرفتن :))))👍🤣
•‹ 𝗝𝐨𝐢𝐧 ›• ⇨ @chandch
با پسرعموهام رفتیم استخر شرط شام بستیم هرکی بیشتر زیر آب بمونه 🌊
شانس آوردیم غریق نجاتا باچک لگد آوردنمون بالا😂😂😂
وگرنه نزدیک بود یه خاندان عزادار بشه 😁😂
•‹ 𝗝𝐨𝐢𝐧 ›• ⇨ @chandch
هدایت شده از تبلیغات گسترده منتخب
۵۰نوع کوکو،کتلت جدیدگذاشتم کانال👍
باورنمیکنی بامواد ساده بشه کوکوهای خوشمزه درست کرد😍
غذاهای نونی محلی کشور گذاشتم اینجا👇
https://eitaa.com/joinchat/2315387797Cd93f17f144
مخصوص بچه مدرسه ایها😍👆
هدایت شده از دردونه( ارسال رایگان)
🔮عـلـت مـرگ مـتـولـدیـن هـر مـاه⚰
💦کـلـیـک کـن روی مـاه تـولـدت🤯📵👇
🚷فـــروردیــــن⚰ 🚭اردیبهــشـت⚰
📵خــــــرداد⚰ 🔞تـــــیــــــر⚰
🚱مـــــــرداد⚰ 🚳شــهـــریور⚰
🚷مــهـــــر⚰ 🚭آبـــان⚰
📵آذر⚰ 🔞دی⚰
🚱بـهـمـن⚰ 🚳اســفـند⚰
📛مـن بـا سـرطـان مـی مـیـرم😰☝️👆
591.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چیکار کنیم تا موقع وارد کردن رمز عابر بانک ، کسی متوجه « زمـــــر کارتمون » نشه ؟🧐😂
یه بار تو بچگیم (حدود سه سالگی) گم شدم.
میگن که کار به جایی رسیده بود که همه ی همسایه ها هم اومدن و دنبالم گشتن و زمانی که خاله ام خسته و ناامید از پیدا کردنم گریه کنان گوشه اتاق نشسته دیده که از پشت لباسای چوب رختی زل زدم بهش 😳
•‹ 𝗝𝐨𝐢𝐧 ›• ⇨ @chandch
هدایت شده از تبلیغات گسترده منتخب
#مژژژژژژژژژده📣📣
کانال #دکتر_عزیزی_آرامش افتتاح شد 🔥🔥
🔸پادکست ، موزیک و رادیو مرسی 🎼 🎙️
🔸متن های آرامش بخش و روانشناسی 😌
🥰 🍃 اگر مدام افسرده ای و
خاطرات گذشته رو مرور میکنی
یکبار عضو جمع ما باش !!!😍 👇👇
http://eitaa.com/joinchat/2098528539C27286ea4ee
#پاک_میشه_چند_دقیقه_دیگه.... 😱👆
هدایت شده از دردونه( ارسال رایگان)
سه بار بگو « یا فتاح »
حالا بزن رو قفلهای وسط قلب ببین خدا چی برات فرستاده😍👇
🟢 🟢 🟢 🟢
🟢 ✨ 🟢 🟢 ✨ 🟢
🟢 ✨✨ ✨ ✨✨🟢
🟢 ✨🔐🔐🔐✨🟢
🟢 ✨🔐🔐 ✨🟢
🟢✨ ✨✨🟢
🟢 ✨ 🟢
🟢
اینجا رزق و روزیت زیاد میشه☝️🏻
رفتم فروشگاه کلی خرید کردم،
یارو فاکتورو بهم داده منم با کلی اعتماد به نفس کارت بانکمو دادم بهش
وایساده منو نگاه میکنه!
میگم : کارت خوان ندارین؟
میگه : چرا ولی کارت اتوبوسو نمی خونه!!! 😂🤦😐
هدایت شده از دردونه( ارسال رایگان)
من #افرا دختر شیطون و خوشگل محلمونم. مهراب پسر ناخلف حاج فیضی همسایهمون بود که توی یه شرط بندی بین دوستاش دست گذاشت روی منی که دیوانهوار عاشقش بودم. همه چیز داشت خوب پیش میرفت که پدرم ناخواسته شریک یه قتل و راهی زندان شد. داداش بزرگِ مهراب واسه آزادی پدرم یه قولایی بهم داده بود که با یه خطای مهراب که از قضا اونم به زندان افتاد بهم نزدیکتر شد و من بخاطر نجات پدرم از زندان با دلش راه اومدم. تااینکه یه شب بخودم اومدم و دیدم کنارش نشستم تا زن عقدیش بشم. درست شب عروسی سر و کله مهراب پیدا شد. هرکار کردم نتونستم از فکرش بیرون بیام و قبل اینکه عاقد سر برسه به یه بهونه از کنار سفره عقد بلند شدم و خودمو به اتاق مهراب رسوندم. عروس حاج فیضی که همه به سرش قسم میخوردن با یه اشتباه تبدیل شد به دختر بیآبرویی که دیگه اعتباری پیش کسی نداشت😔
https://eitaa.com/joinchat/947454040C0913a368c4
تقدیر آدما هیچوقت به خواست دلشون پیش نمیره😞